دوره و شماره: دوره 25، شماره 97 - شماره پیاپی 2، تابستان 1404، صفحه 5-244 
اقتصاد فناوری ،انرژی و توسعه پایدار

تاثیر عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی بر پایداری مالی: نقش تعدیلی ویژگی‌های مدیران با رویکرد رگرسیون فضایی پانل مبتنی بر حداکثر درست‌نمایی

صفحه 5-44

https://doi.org/10.22054/joer.2026.89639.1306

مهدیس نیکزادقادیکلایی، یاسمن خلیلی، کرامت الله حیدری رستمی

چکیده  این پژوهش به بررسی تاثیر عملکرد محیط‌زیست، اجتماعی و حاکمیتی بر پایداری مالی شرکت‌های پذیرفته‌ شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ می‌پردازد و نقش تعدیلی ویژگی‌های مدیران ارشد -به‌ ویژه اعتماد به ‌نفس بیش از حد- را با استفاده از رویکرد نوین رگرسیون فضایی پانل مبتنی بر حداکثر درست‌نمایی تحلیل می‌کند. در اقتصادهای نوظهور مانند ایران که با چالش‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و نهادی روبه‌رو است، عملکرد محیط‌زیست، اجتماعی و حاکمیتی به ‌عنوان ابزاری کلیدی برای کاهش ریسک‌های مالی و تقویت ثبات بلندمدت بنگاه‌ها مطرح است. مطالعات جهانی نشان می‌دهند که عملکرد قوی عملکرد محیط‌زیست، اجتماعی و حاکمیتی می‌تواند هزینه‌های تامین مالی را کاهش دهد و مقاومت در برابر شوک‌های اقتصادی را افزایش دهد، اما نتایج در بازارهای نوظهور متناقض بوده و اغلب اثرات فضایی و نقش مدیران نادیده گرفته شده است. جامعه آماری شامل شرکت‌های بورسی غیرمالی است و نمونه نهایی ۱۲۵ شرکت (۸۷۵ مشاهده) بر اساس معیارهای حذف و گزینش انتخاب شد. نتایج آزمون فرضیات نشان داد که عملکرد محیط‌زیست، اجتماعی و حاکمیتی تاثیر مثبتی بر پایداری مالی شرکت‌ها دارد و این رابطه با در نظر گرفتن وابستگی‌های فضایی و منطقه‌ای تایید شد. همچنین اعتماد به ‌نفس بیش از حد مدیران به‌ عنوان عامل تعدیلی، این تاثیر مثبت را تضعیف می‌کند و اثرات سرریز فضایی را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. پژوهش تاکید می‌کند که تقویت عملکرد محیط‌زیست، اجتماعی و حاکمیتی می‌تواند ثبات مالی بنگاه‌ها را در اقتصادهای نوظهور مانند ایران بهبود بخشد، اما سوگیری‌های رفتاری مدیران باید مدیریت شود تا مزایای پایداری حداکثری شود.

اقتصاد مالی

بررسی اثر توجه سرمایه‌گذار بر بازده اضافی سهام: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران

صفحه 45-86

https://doi.org/10.22054/joer.2026.91002.1316

محمدرضا منجذب، حبیب سهیلی احمدی، محمد مهدیلو

چکیده  این پژوهش به بررسی اثر توجه سرمایه‌گذاران بر بازده اضافی سهام در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از داده‌های هفتگی مربوط به ۵۲ شرکت طی دوره زمانی پنج‌ ساله می‌پردازد. شاخص شدت جست‌وجوی گوگل (GSVI) به عنوان متغیر جایگزین توجه سرمایه‌گذاران مورد استفاده قرار گرفته و تاثیر آن در سطوح مختلف بازدهی با روش رگرسیون چندکی تحلیل شده است. وجه تمایز این مطالعه با مطالعات مشابه انجام شده داخلی هم در بررسی متغیر توجه سرمایه‌گذاران بر بازدهی اضافی سهام و هم در انتخاب روش رگرسیونی است که با بهره‌گیری از روش رگرسیون چندکی به داده‌های پرت حساسیت کمتری نشان می‌دهد و مشکلات آماری مانند تورش متغیرهای حذف شده را نخواهد داشت. نتایج نشان می‌دهند که توجه سرمایه‌گذاران اثر نامتقارنی بر بازده اضافی سهام دارد؛ به‌ طوری ‌که در سهامی که بازده اضافی آن‌ها در طیف چندک‌های میانی توزیع داده‌های بازده اضافی سهام قرار دارد، اثر توجه سرمایه‌گذاران به این سهام در کوتاه مدت از تداوم برخوردار است؛ در حالی‌ که در سهامی که بازده اضافی آن‌ها در طیف چندک‌های پایین توزیع داده‌های بازده اضافی سهام قرار دارد، افزایش توجه سرمایه‌گذاران به این نوع سهام منجر به فشار فروش و کاهش بازده اضافی آن‌ها در هفته‌های آتی می‌شود. همچنین در سهام شرکت‌هایی که بازده اضافی آن‌ها در طیف چندک‌های بالای توزیع داده‌های بازده اضافی سهام قرار دارد، افزایش حجم معاملات روندزدایی‌شده تاثیر مثبت و معناداری بر بازدهی اضافی سهام دارد. این مطالعه نشان می‌دهد که شاخص‌های رفتاری سرمایه‌گذاران می‌توانند به عنوان ابزاری مکمل در کنار متغیرهای شناخته‌ شده کلاسیک بازار برای پیش‌بینی و کسب بازدهی بیشتر توسط سرمایه‌گذاران مورد استفاده قرار گیرند.

اقتصاد مالی

توسعه مالی و انتشار دی‌اکسید کربن در ایران: تاکیدی بر نقش متفاوت توسعه بخش بانکی و بازار سهام در کیفیت ‌محیط‌ زیست

صفحه 87-134

https://doi.org/10.22054/joer.2026.88558.1298

سمیه اعظمی، علیرضا نوکانی

چکیده  توسعه مالی نقش مهمی در توسعه و رشد اقتصادی دارد. اما این سوال مطرح است که توسعه مالی چه تاثیری بر کیفیت‌ محیط‌ زیست دارد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر شاخص‌های نهاد محور و بازارمحور توسعه مالی بر انتشار دی اکسید کربن ایران است. با توجه به لحاظ شاخص‌های متفاوت بازارمحور و نهادمحور با استفاده از تحلیل مولفه‌های اصلی (PCA)، شاخص ‌ترکیبی توسعه مالی بازارمحور و شاخص ‌ترکیبی توسعه مالی نهادمحور ساخته می‌شود. برآورد مدل غیرخطی ARDL نشان می‌دهد انرژی‌های تجدید‌پذیر به طور معنی‌داری منجر به کاهش انتشار و بهبود کیفیت محیط زیست می‌شود. منحنی زیست محیطی کوزنتس در ایران مورد تایید است و پویایی‌های کوتاه‌مدت تولید معنی‌دار است. افزایش یک درصدی شاخص ترکیبی نهادمحور منجر به افزایش 15/3 درصدی لگاریتم انتشار دی اکسید کربن می‌شود، اما افزایش یک درصدی شاخص ترکیبی بازارمحور منجر به افزایش معنی‌دار انتشار دی اکسید کربن نمی‌شود. کاهش یک درصدی شاخص ترکیبی بازارمحور منجر به کاهش 86/3 درصدی لگاریتم انتشار دی اکسید کربن می‌شود، اما کاهش یک درصدی شاخص ترکیبی نهادمحور به طور معنی‌داری منجر به کاهش انتشار دی اکسید کربن نمی‌شود. بنابراین، کیفیت محیط زیست در ایران واکنش متفاوت و نامتقارنی به شوک‌های شاخص‌های توسعه مالی نشان می‌دهد. توسعه مالی به‌ویژه در بخش بانکی، نیازمند سیاست‌گذاری‌های مکمل از جمله تقویت مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر است تا آثار منفی زیست‌محیطی آن کنترل شود. توسعه بازار سهام می‌تواند راهی برای توسعه پایدار باشد. انتظار می‌رود توسعه بازارهای مالی نقش مهمی در گذار به اقتصاد کم‌کربن و حصول توسعه پایدار داشته باشد در حالی که توسعه نهادهای مالی بدون توجه به گسترش استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر و سیاستگزاری‌های مکمل دستیابی به توسعه پایدار را با مشکل مواجه می‌سازد.

اقتصاد بخش عمومی

طراحی تعرفه برای تحقق اهداف چندگانه در ارائه خدمات عمومی: ارزیابی ظرفیت‌های تعرفه سه‌بخشی در دستیابی به کارایی، برابری و مصرف پایدار

صفحه 135-166

https://doi.org/10.22054/joer.2026.89425.1304

علی مزیکی

چکیده  در سال‌های اخیر، عرضه رایگان یا تخفیف صددرصدی در قبوض برق، گاز و آب مشترکان کم‌مصرف با هدف بهینه‌سازی مصرف و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، مورد توجه سیاست‌گذاران قرار گرفته است. این الگو در واقع نوعی «حد مصرف رایگان» است که می‌توان آن را در قالب ساختار تعرفه سه‌بخشی (3PT) مدل‌سازی کرد. در این مطالعه استدلال می‌شود که با استفاده از ساختارهای ساده و شهودی تعرفه -به‌ویژه با تعداد بلوک کمتر- می‌توان به اهداف متعارضی در حوزه خدمات عمومی دست یافت، مشروط بر آنکه طراحی و اجرای تعرفه بر مبانی نظری و شواهد تجربی استوار باشد و به‌ صورت مرحله‌ای اجرا شود. تعرفه سه‌بخشی شامل دو بلوک و یک کارمزد ثابت دوره‌ای (آبونمان) است که قیمت حاشیه‌ای پس از یک آستانه مصرف تعریف می‌شود. تحلیل نظری ما نشان می‌دهد که با فرض اهداف صرف کارایی، وجود بلوک اولیه رایگان توجیه ندارد و باید اهدافی چون برابری، تامین حداقل نیاز، کنترل مصرف و پایداری مالی را نیز در نظر گرفت. بر پایه شبیه‌سازی، نتایج حاکی از آن است که تعرفه سه‌بخشی سهم بیشتری از یارانه را به گروه‌های کم‌درآمد -تا حدود ۴۲ درصد از کل یارانه در پایین‌ترین پنجک درآمدی- اختصاص می‌دهد؛  هرچند این برابری به بهای کاهش کارایی حاصل می‌شود. از این ‌رو، تنظیم دقیق، با مطالعه و فاز به فاز پارامترهای تعرفه -به‌ ویژه آبونمان، اندازه بلوک اول و قیمت حاشیه‌ای- برای ایجاد تعادل میان برابری، کارایی و سایر اهداف سیاستی، نقشی اساسی دارد.

اقتصاد مالی

الگوی عدالت‌محور مدیریت تسهیلات در نظام بانکی مناطق کم‌برخوردار

صفحه 167-198

https://doi.org/10.22054/joer.2026.88770.1299

عباس استواری، محمدجواد توکلی، محمدسعید پناهی بروجردی

چکیده  برای ارتقای اثربخشی سیاست‌های عدالت توزیعی و در واکنش به چالش «خلق پول بی‌ضابطه»، این پژوهش الگویی بومی برای نظارت هوشمند بر مصرف پسینی تسهیلات در مناطق کم‌برخوردار ارائه می‌دهد. مدل پیشنهادی که در بستر نهادی پست‌بانک ایران تحلیل شده بر ماژول «نظارت پس از پرداخت» استوار است و سه سازوکار مکمل را در یک چارچوب منسجم تلفیق می‌کند: 1- تخصیص اعتبار به حساب‌های هدفمند، 2- آزادسازی تدریجی وجوه بر اساس شاخص اثرگذاری اقتصادی اعتبار و 3- تحلیل گراف تراکنش‌ها برای شناسایی بلادرنگ انحراف. در چارچوب روش تحقیق ترکیبی، مولفه‌های مدل از طریق مصاحبه با ۲۰ خبره استخراج و با تکنیک دلفی فازی (λ≥0.7) اعتبارسنجی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد این الگو با عملیاتی‌سازی قواعد فقهیه معاملات اسلامی -شامل وفای به عهد، منع غرر و منع اکل مال به باطل- کارایی فنی را با مشروعیت شرعی پیوند می‌زند. تحلیل سناریومحور با داده‌های رسمی بانک مرکزی نیز حاکی از کاهش معنادار نرخ انحراف مصرف تسهیلات از حدود ۱۰ به ۲ تا ۳ درصد و بهبود زمان واکنش نظارتی است. مدل پیشنهادی به‌عنوان ابزاری مکمل برای ارتقای عدالت در مصرف اعتبارات از قابلیت انطباق نهادی در سایر کشورهای اسلامی نیز از منظر تحلیلی برخوردار است.

اقتصاد ایران

بررسی اثرات فضایی مخارج سلامت بر نرخ مرگ ومیر در استان‌های ایران

صفحه 199-244

https://doi.org/10.22054/joer.2026.90639.1315

محسن بنکچی، احمد سرلک، مریم شریف نژاد

چکیده  سلامت جمعیت یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه انسانی است و نرخ مرگ و میر به ‌عنوان معیاری کلیدی، تحت تاثیر عوامل بهداشتی، درمانی و اجتماعی قرار دارد. هدف این مطالعه بررسی اثرات فضایی مخارج سلامت بر خروجی سلامت (نرخ مرگ و میر) در استان‌های کشور  در دوره زمانی 1400-1390 است. برای این  منظور از داده‌های استانی و ماتریس وزن فضایی برای شناسایی وابستگی فضایی میان استان‌ها استفاده شده است. ابتدا وجود خودهمبستگی فضایی نرخ مرگ و میر با آزمون‌های مناسب تایید شد و سپس از مدل دوربین فضایی برای بررسی اثر مخارج سلامت بر خروجی سلامت استفاده گردید. نتایج برآوردها نشان می‌دهد که نرخ مرگ و میر دارای وابستگی فضایی معنادار است و تغییرات آن در هر استان می‌تواند بر استان‌های مجاور اثرگذار باشد. همچنین مخارج سلامت، تعداد پزشکان و تعداد تخت‌های بیمارستانی اثر منفی و معناداری بر نرخ مرگ و میر دارند که بیانگر نقش مهم توسعه زیرساخت‌ها و خدمات سلامت در کاهش مرگ و میر است. علاوه بر این، سطح آموزش نیز اثر کاهنده و معناداری بر نرخ مرگ و میر را نشان می‌دهد و اهمیت عوامل اجتماعی-اقتصادی در بهبود وضعیت سلامت را تایید می‌کند. بر اساس یافته‌ها، طراحی و اجرای سیاست‌های سلامت نیازمند رویکردی منطقه‌ای و فضایی است تا با تخصیص کارآمد منابع و توجه به اثرات سرریز مکانی، کاهش پایدار نرخ مرگ و میر در سطح کشور تحقق یابد.