تاثیر آزادسازی قیمت حاملهای انرژی بر متغیرهای زیست محیطی انتشار CO2)) و محصولات معدنی
دوره 24، شماره 95، زمستان 1403، صفحه 103-162
https://doi.org/10.22054/joer.2025.80911.1228
ساناز شهبازی، حسن حیدری، مهدی نجاتی
چکیده نگرانیهای مرتبط با قیمت انرژی، پایداری زیستمحیطی و ثبات اقتصادی، نیاز به بررسی اثرات آزادسازی بازار انرژی را نشان میدهد؛ زیرا تغییرات قیمت نفت و گاز تاثیر عمیقی بر متغیرهای اقتصادی و محیطی دارند. این مطالعه براساس مدل تعادل عمومی قابل محاسبه پویا و دادههای پایگاه GTAP-E، تاثیر آزادسازی قیمت حاملهای انرژی بر متغیرهای زیستمحیطی و محصولات معدنی را در سه گروه - ایران، مهمترین شرکای تجاری و سایر نقاط جهان- طی دو سناریو (1- شوک پنج درصدی قیمت گاز و 2- شوک پنج درصدی قیمت نفت) تا افق زمانی 2050 بررسی میکند. نتایج شبیهسازی نشان داد که برای ایران، سناریوی اول منجر به کاهش تدریجی و پایدار انتشار دیاکسیدکربن میشود که بیانگر کشش منفی بین انتشار گازهای گلخانهای و قیمت گاز است و ناشی از کاهش مصرف سوختهای فسیلی و گرایش به انرژیهای کارآمدتر یا جایگزین در تولید مواد معدنی است. سناریوی دوم نیز در رابطه با ایران کاهش کمتر، اما قابل توجهی در انتشار دیکسیدکربن ایجاد میکند. در رابطه با شرکای تجاری در سناریوی اول، کاهش بلندمدت انتشار را به دلیل هزینههای تولید بالاتر و پذیرش فناوریهای پاکتر به دنبال داشت و سناریوی دوم، به دلیل وابستگی بخش معدن به نفت و سرمایهگذاریهای تسریعشده صرفهجویی در انرژی، اثرات سریعتری دارد. برای سایر مناطق در سناریوی اول، کاهش اولیه متوسط انتشار دیاکسیدکربن با بازگشت موقتی برآورد شد که نشاندهنده کربنزدایی با تاخیر است. همچنین سناریوی دوم باعث کاهش پایدار میشود که بیانگر نقش کلیدی نفت در انرژی و معدن است. یافتهها تاکید میکند که آزادسازی قیمت انرژی باید با واقعیتهای بازار هماهنگ و موجب افزایش کارایی مصرف و نوآوری فناوریهای پاک شود.
پیامدهای محیط زیستی تحریمهای اقتصادی ایران: کاربرد مدل تعادل عمومی قابلمحاسبهی پویا
دوره 24، شماره 93، تابستان 1403، صفحه 5-59
https://doi.org/10.22054/joer.2025.80917.1229
بهزاد صادق وند، حسن حیدری، مهدی نجاتی
چکیده کشور ایران همزمان با مسئله تحریم و اثرات منفی آن در بخشهای مختلف اقتصادی و نیز چالشهای محیطزیستی متعدد روبروست. بررسی میزان اثرگذاری تحریمها بر تشدید معضلات محیطزیستی در ایران هدف اصلی این پژوهش بوده و برای این منظور در قالب سه سناریوی کاهش ۶۰، ۶۵ و ۷۰ درصدی صادرات نفت، اثرات تحریم بر افزایش انتشار دیاکسیدکربن در ایران بررسی شدهاست. برای این منظور از الگوی GTAP-E-Power که یک الگوی تعادل عمومی قابلمحاسبه است بهصورت پویا استفاده شدهاست. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که کل انتشار دیاکسیدکربن در ایران با اعمال تحریمهای نفتی افزایش مییابد و با تشدید تحریمها بر میزان انتشار آن افزوده میشود. در بررسی میزان انتشار دیاکسیدکربن به تفکیک بخشهای اقتصادی مشخص شد بخشهای تولید و توزیع برق، صنایع با فناوری پایین، تولید برق با سوختهای فسیلی بارپایه و تولیدات نفتی بهعنوان بخشهایی بودهاند که هم بیشترین افزایش را در انتشار دیاکسیدکربن داشتهاند و هم بر شدت این انتشار با تشدید تحریمها افزوده میشود. در مقابل بخشهای تولید برق با صنایع تجدیدپذیر بارپایه و صنایع با فناوری بالا بخشهایی بودهاند که در سه سناریو اعمال شده، باکاهش در تولید دیاکسیدکربن یا با افزایش اندک نسبت به سایر بخشها مواجه گردیدهاند. با توجه به نتایج بهدستآمده توصیههای سیاستی شامل رفع تحریمها بهعنوان اولویت کلان سیاسی و اقتصادی، سرمایهگذاری در حوزه تولید محصولات نفتی با دسترسی به فناوریهای نوین، تمرکز بر توسعه منابع تجدیدپذیر در تولید برق، تقویت صنایع با فناوری بالا با امکان دسترسی به فناوریهای پیشرفته و تمرکز بر بخشهای تابآور در برابر تحریمها پیشنهاد میگردد.
تاثیر همزمان عادات عمیق مصرفی و چسبندگی قیمت بر انتقال شوکهای پولی و مالی در چارچوب مدل MS-DSGE
دوره 21، شماره 81، تابستان 1400، صفحه 79-119
https://doi.org/10.22054/joer.2022.60057.965
نرمین داودی، حسن حیدری
چکیده عادات عمیق و نقش آن در رفتار مخالف چرخهای مارکآپ قبلا مطالعه شده است، اما قدرت اثر آن بر پایه نوع و میزان چسبندگی قیمت با ورود عادات عمیق به منحنی فیلیپس، ممکن است نتایج مطالعات قبلی به دست آمده را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل در این مطالعه با استخراج منحنی فیلیپس نئوکینزی تلفیقی با الگوی کریستیانو و همکاران (2005) به عنوان یکی از الگوهای جدید قیمتگذاری، تحت عادات عمیق مصرفی و ماندگاری عادات به بررسی اثر همزمان چسبندگی قیمت و عادات عمیق در انتقال شوک پولی و مالی با طراحی یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی با رویکرد تغییر رژیمی (MS-DSGE)، متناسب با اقتصاد ایران پرداخته شده است. نتیجه حاصل از برآورد مدل طراحی شده و توابع عکسالعمل آنی متغیرها، کاهش یک دورهای مارکآپ به دلیل وجود عادات عمیق و سپس افزایش مارکآپ و تورم پس از یک دوره به دلیل نقش قویتر چسبندگی قیمت در هر دو رژیم است. همچنین وجود عادات عمیق مصرفی نتوانسته اثر منفی ثروت ناشی از شوک مخارج دولت را جبران میکند و در مقایسه با قدرت تورم انتظاری ضعیف بوده و در نهایت، تورم افزایش مییابد. در مجموع از نتایج این مطالعه مشخص میشود که عادات عمیق نمیتواند همزمان با حضور چسبندگی قیمت در مکانیزم انتقال شوکهای پولی و مالی عامل غالب و برنده باشد؛ با این وجود، طبق توابع واکنش آنی به دست آمده، میتواند دلیل محکمی برای تاخیر یک دورهای در افزایش تورم ناشی از اعمال شوکها باشد.
بررسی رابطه بین فساد اداری و رشد اقتصادی: مشاهداتی از کشورهای گروه دی هشت
دوره 14، شماره 55، زمستان 1393، صفحه 157-183
حسن حیدری، رقیه علی نژاد، سید جمال الدین محسنی زنوزی، جواد جهانگیرزاده
چکیده این پژوهش به بررسی تأثیرهای آستانهای بالقوه در رابطه بین شاخص کنترل فساد و رشد تولید ناخالص داخلی با لحاظ متغیرهای مخارج تحصیل، مخارج مصرفی دولت، صادرات مواد خام کشاورزی، نرخ تورم و درجه باز بودن اقتصاد برای کشورهای عضو گروه دی هشت (D-8) طی دوره زمانی 2011-1996 میپردازد. برای این منظور از مدل رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی (PSTR) که برای بررسی دادههای تابلویی ناهمگن بسیار مناسب بوده، استفاده شده است. نتایج فرضیه خطی بودن را رد و یک مدل دو رژیمی با حد آستانهای کنترل فساد 862/0- را پیشنهاد میکند. در رژیم اول، متغیرهای کنترل فساد، مخارج تحصیل، صادرات مواد خام کشاورزی و شاخص باز بودن اقتصاد تأثیر مثبت و معنادار و متغیرهای مخارج مصرفی دولت و نرخ تورم تأثیر منفی و معناداری بر رشد تولید ناخالص داخلی دارند. در رژیم دوم و پس از عبور از سطح بالای فساد به سطوح پایینتر آن، متغیرهای کنترل فساد، مخارج تحصیل، صادرات مواد خام کشاورزی و شاخص باز بودن اقتصاد همچنان تأثیر مثبت و معنادار و متغیرهای مخارج مصرفی دولت و نرخ تورم همچنان تأثیر منفی و معناداری بر رشد تولید ناخالص داخلی دارند. البته از شدت تأثیر مخارج مصرفی دولت و نرخ تورم کاسته شده، اما میزان تأثیرگذاری متغیرهای کنترل فساد، مخارج تحصیل، صادرات مواد خام کشاورزی و شاخص باز بودن اقتصاد با گذار به سطوح کمتر فساد افزایش داشته است.
بررسی تجربی تأثیر نااطمینانی نرخ واقعی ارز بر شاخص کل قیمت سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران در چهارچوب رهیافت آزمون کرانهها
دوره 13، شماره 49، تابستان 1392، صفحه 151-176
حسن حیدری، حمیدرضا فعالجو، فاطمه کرمی
چکیده شاخص قیمت سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس یکی از معیارهای مهم در ارزیابی اقتصاد کلان به شمار میرود. یکی از عوامل مؤثر بر شاخص قیمت سهام در هرکشور درحالتوسعه مانند ایران که از درجه بالایی از نااطمینانی متغیرهای کلان اقتصادی برخوردار بوده، نااطمینانی نرخ ارز است. این مقاله به بررسی رابطه بین نااطمینانی نرخ واقعی ارز و شاخص کل قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی 1388-1373 با استفاده از دادههای ماهانه میپردازد. برای محاسبه شاخص نااطمینانی نرخ واقعی ارز، الگوی نمایی واریانس ناهمسان شرطی خودرگرسیونی تعمیمیافته به کار گرفته شده است. همچنین بهمنظور بررسی رابطه بین نااطمینانی نرخ واقعی ارز و شاخص کل قیمت سهام از رهیافت آزمون کرانهها استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که نرخ ارز با شاخص قیمت سهام در بلندمدت و کوتاهمدت رابطه منفی و معناداری دارد، اما متغیر نااطمینانی نرخ ارز در کوتاهمدت با شاخص قیمت سهام رابطه معناداری ندارد، اما اثری منفی بر قیمت سهام میگذارد. در بلندمدت رابطه بین نااطمینانی نرخ ارز و شاخص قیمت سهام منفی و معنادار است. همچنین نتایج آزمون علیت گرنجر نشان میدهد که بین نرخ واقعی ارز و نااطمینانی نرخ واقعی ارز یک علیت دوسویه در کوتاهمدت وجود دارد، در حالی که چنین رابطه دوسویهای در کوتاهمدت بین سایر متغیرها برقرار نیست. در بلندمدت رابطه علیت گرنجری غیرمستقیم از متغیرهای نرخ ارز و نااطمینانی نرخ ارز به شاخص قیمت سهام نیز مشاهده شد.
