نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
2 دانشگاه لرستان
چکیده
در این پژوهش، عوامل تعیینکننده ردپای اکولوژیک در کشورهای N11 شامل بنگلادش، مصر، اندونزی، ایران، کره جنوبی، مکزیک، نیجریه، پاکستان، فیلیپین، ترکیه و ویتنام طی دوره زمانی 2000 تا 2022 مورد بررسی قرار میگیرد. هدف اصلی مطالعه، آزمون فرضیه N‑شکل منحنی زیستمحیطی کوزنتس و تحلیل نقش رانت منابع طبیعی و جهانیشدن اقتصادی با تأکید بر ناهمگنی اثرات در سطوح مختلف آلودگی محیطزیست است. بهمنظور دستیابی به این هدف، از روش رگرسیون چندک گشتاوری برای چندکهای 10، 25، 50، 75 و 90 استفاده شده و بهمنظور بررسی استحکام نتایج، رگرسیون پانلی با خطاهای استاندارد دریسکول–کری به کار گرفته شده است. یافتههای تجربی بهطور قاطع وجود رابطه N‑شکل بین رشد اقتصادی و ردپای اکولوژیک را تأیید میکنند؛ بهطوری که در مراحل اولیه توسعه، رشد تولید ناخالص داخلی منجر به افزایش تخریب محیطزیست میشود، پس از عبور از نقطه عطف اول کاهش موقتی در آلودگی رخ میدهد و در نهایت، پس از نقطه عطف دوم، رشد اقتصادی مجدداً موجب افزایش ردپای اکولوژیک میگردد. نتایج همچنین نشاندهنده ناهمگنی قابل توجه اثر رانت منابع طبیعی است؛ بهگونهای که این متغیر در چندکهای پایین آلودگی اثر مثبت و معناداری بر ردپای اکولوژیک دارد، اما با افزایش سطح آلودگی، شدت اثر آن کاهش یافته و در چندکهای بالاتر غیرمعنادار میشود. در مقابل، جهانیشدن اقتصادی در تمامی چندکها اثر کاهنده و معناداری بر ردپای اکولوژیک دارد که تأییدکننده فرضیه هالوی آلودگی و ردکننده فرضیه پناهگاه آلودگی است. نتایج مدل دریسکول–کری نیز استحکام کامل یافتهها را تأیید میکند. بر این اساس، اتخاذ سیاستهای زیستمحیطی متناسب با سطح آلودگی کشورها، گذار انرژی، اصلاحات ساختاری و بهرهگیری هدفمند از جهانیشدن توصیه میشود.
کلیدواژهها