نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار، اقتصاد نظری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی مهندسی کامپیوتر، دانشکده علوم ریاضی، آمار و رایانه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
چکیده
هدف این مقاله، تجزیه ارزش افزوده صادرات ناخالص ایران در ارتباط با گروههای مختلف کشورهای مهم در سطح جهان است. برای این منظور، از چهار روش مختلف استفاده شده است: روشهای کوپمن و همکاران (2014)، وانگ و همکاران (2013)، میرودوت و یه (2021) و بورین و مانچینی (2023). بهکارگیری این روشهای مختلف برای تجزیه ارزش افزوده صادرات ناخالص ایران نتایج متفاوتی را به ویژه در مورد مسئله «حساب مضاعف» در اقتصاد ایران به همراه دارد. بنابراین، این مقاله بر روش تجزیه مبتنی بر منبع و دیدگاه کشور صادرکننده -همانطور که توسط بورین و مانچینی (2023) پیشنهاد شده است- تمرکز دارد و از مطالعات تجربی بورین و مانچینی (2023) و فئاس (2023) بهره میگیرد. مهمترین دستاوردهای این مقاله را میتوان در چهارمحور خلاصه کرد: 1- ارائه مرور کوتاهی بر محاسبات با استفاده از روشهای مختلف برای تجزیه ارزش افزوده صادرات ناخالص ایران، 2- استفاده از پایگاه داده «داده- ستانده» بین کشوری برای سال 2016 با تمرکز بر ایران به عنوان مستندات تجربی، 3- تاکید بر چارچوب نظری بورین و مانچینی (2023) در میان چارچوبهای نظری پیشنهادی با استفاده از رویکرد مبتنی بر منبع و دیدگاه کشور صادرکننده و 4- ارائه توصیههایی به سیاستگذاران برای اتخاذ استراتژیهایی که ارزش افزوده داخلی را افزایش دهد، آسیبپذیری نسبت به شوکهای خارجی را کاهش دهد و رشد اقتصادی پایدار را تشویق کند. نتایج نشان میدهد ایران نقش بسیار ضعیفی در زنجیرههای ارزش جهانی دارد و باید سیاستهای جدیتری در این زمینه پیش بگیرد.
کلیدواژهها