عوامل موثر بر همگرایی اقتصادی در کشورهای منطقه شرق آسیا (2012- 1980) با تأکید بر نقش ژاپن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه مطالعات ژاپن، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران

چکیده

چکیده
منطقه‌گرایی و اجرای سیاستهای اقتصادی هماهنگ میان کشورهای دارای ویژگیهای مشترک فرهنگی، سیاسی و تاریخی، یکی از راهکارهای عملی برای کشورهای دیرگرونده به جرگه توسعه اقتصادی است که گاه موفقیتهای چشمگیری را نیز برای اقتصاد کشورهای عضو به همراه داشته  است. کشورهای شرق آسیا در چند دهه اخیر نمونه جالب توجهی از سیاستگذاری در قالب منطقه را ارائه داده و موفقیتهای بی بدیلی را نیز کسب کردهاند. تسری رشد بالای اقتصادی در میان این کشورها در نیم قرن اخیر، نظر بسیاری از محققان را به مطالعه مدل رشد اقتصادی این کشورها و شناخت نحوه مدیریت و برنامهریزی آنها جلب کرده است. در مطالعه حاضر تلاش شده تا ضمن بررسی وضعیت همگرایی در میان 15 کشور شرق آسیا در طول سالهای 2012- 1980 عوامل موثر بر ایجاد این همگرایی شناسایی شود. نتایج آزمون فرضیه حاکی از تأیید همگرایی مطلق بتا و فرضیه همگرایی سیگما در کل منطقه در دوره مورد بررسی است. به  منظور شناخت کاملتر از وضعیت همگرایی در میان کشورهای منطقه، فرضیه همگرایی بتا و سیگما بین کشورهای مورد مطالعه و میانگین منطقه مورد آزمون قرار گرفت. نتیجه نشان میدهد که GDP سرانه ژاپن نسبت به میانگین منطقه واگرا بوده، اما کشورهای هنگکنگ، کره جنوبی و سنگاپور دارای همگرایی شرطی و کشورهای برونئی، چین، اندونزی، مالزی، تایلند، کامبوج، لائوس و ویتنام دارای همگرایی مطلق نسبت به میانگین منطقه هستند. این نتیجه، حکایت از اختلاف معنادار GDP سرانه سه کشور هنگکنگ ، کره جنوبی و سنگاپور با GDP سرانه متوسط منطقه است. بررسی همگرایی کشورهای فوق با ژاپن نیز حاکی از آن است که همه کشورها بجز سه کشور ماکائو، برونئی و مغولستان با ژاپن دارای همگرایی مطلق هستند. مطالعه سیاستهای اقتصادی این کشورها نشان میدهد که همگرایی میان این کشورها به خاطر افزایش وابستگی صنایع آنها طی سالهای 2005- 1985 ایجاد شده است. این وابستگی که در چارچوب «الگوی توسعه به شیوه پرواز غازهای وحشی» قابل تبیین است با پذیرش پیمان پلازا در سال 1985 و همچنین افزایش دستمزدها در ژاپن از ابتدای دهه 1980 آغاز شد. به همین دلیل، در بخش دوم با استفاده از مدل جاذبه تعمیمیافته عوامل موثر بر صادرات دو جانبه کشورها در طول سالهای 2012- 1988 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مدل ضمن تایید اهمیت متغیرهایی مانند جمعیت و تولید ناخالص داخلی کشورها، نشان داد که صادرات کل کشورها نسبت به هم نیز تأثیر معناداری بر توسعه صادرات دو جانبه داشته است.
 
طبقه‌بندیJEL: F15,F18,F53.J51
کلیدواژه‌ها: همگرایی، شرق آسیا، مدل جاذبه، پرواز غازهای وحشی

کلیدواژه‌ها


عوامل موثر بر همگرایی اقتصادی در کشورهای منطقه شرق آسیا (2012- 1980) با تأکید بر نقش ژاپن

ناهید پوررستمی *

تاریخ دریافت: 24/3/1393                                               تاریخ پذیرش:  24/4/1394

چکیده

منطقه‌گرایی و اجرای سیاستهای اقتصادی هماهنگ میان کشورهای دارای ویژگیهای مشترک فرهنگی، سیاسی و تاریخی، یکی از راهکارهای عملی برای کشورهای دیرگرونده به جرگه توسعه اقتصادی است که گاه موفقیتهای چشمگیری را نیز برای اقتصاد کشورهای عضو به همراه داشته  است. کشورهای شرق آسیا در چند دهه اخیر نمونه جالب توجهی از سیاستگذاری در قالب منطقه را ارائه داده و موفقیتهای بی بدیلی را نیز کسب کردهاند. تسری رشد بالای اقتصادی در میان این کشورها در نیم قرن اخیر، نظر بسیاری از محققان را به مطالعه مدل رشد اقتصادی این کشورها و شناخت نحوه مدیریت و برنامهریزی آنها جلب کرده است. در مطالعه حاضر تلاش شده تا ضمن بررسی وضعیت همگرایی در میان 15 کشور شرق آسیا در طول سالهای 2012- 1980 عوامل موثر بر ایجاد این همگرایی شناسایی شود. نتایج آزمون فرضیه حاکی از تأیید همگرایی مطلق بتا و فرضیه همگرایی سیگما در کل منطقه در دوره مورد بررسی است. به  منظور شناخت کاملتر از وضعیت همگرایی در میان کشورهای منطقه، فرضیه همگرایی بتا و سیگما بین کشورهای مورد مطالعه و میانگین منطقه مورد آزمون قرار گرفت. نتیجه نشان میدهد که GDP سرانه ژاپن نسبت به میانگین منطقه واگرا بوده، اما کشورهای هنگکنگ، کره جنوبی و سنگاپور دارای همگرایی شرطی و کشورهای برونئی، چین، اندونزی، مالزی، تایلند، کامبوج، لائوس و ویتنام دارای همگرایی مطلق نسبت به میانگین منطقه هستند. این نتیجه، حکایت از اختلاف معنادار GDP سرانه سه کشور هنگکنگ ، کره جنوبی و سنگاپور با GDP سرانه متوسط منطقه است. بررسی همگرایی کشورهای فوق با ژاپن نیز حاکی از آن است که همه کشورها بجز سه کشور ماکائو، برونئی و مغولستان با ژاپن دارای همگرایی مطلق هستند. مطالعه سیاستهای اقتصادی این کشورها نشان میدهد که همگرایی میان این کشورها به خاطر افزایش وابستگی صنایع آنها طی سالهای 2005- 1985 ایجاد شده است. این وابستگی که در چارچوب «الگوی توسعه به شیوه پرواز غازهای وحشی» قابل تبیین است با پذیرش پیمان پلازا در سال 1985 و همچنین افزایش دستمزدها در ژاپن از ابتدای دهه 1980 آغاز شد. به همین دلیل، در بخش دوم با استفاده از مدل جاذبه تعمیمیافته عوامل موثر بر صادرات دو جانبه کشورها در طول سالهای 2012- 1988 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مدل ضمن تایید اهمیت متغیرهایی مانند جمعیت و تولید ناخالص داخلی کشورها، نشان داد که صادرات کل کشورها نسبت به هم نیز تأثیر معناداری بر توسعه صادرات دو جانبه داشته است.

 

طبقه‌بندیJEL: F15,F18,F53.J51

کلیدواژه‌ها: همگرایی، شرق آسیا، مدل جاذبه، پرواز غازهای وحشی


1- مقدمه

بدون تردید یکی از دغدغه­های تصمیم­گیران و دولتمردان در کشورهای دیرگرونده به جرگه توسعه اقتصادی، پیدا کردن راهکارها و استراتژی­هایی است که دست یافتن به رشد و توسعه اقتصادی بالا و سریع را هموار کند. منطقه‌گرایی و اجرای سیاست­های اقتصادی هماهنگ میان چند کشوربا ویژگی­های مشترک فرهنگی، سیاسی و تاریخی، یکی از راهکارهای عملی بوده است که گاه موفقیت­های چشمگیری را نیز داشته است. از این منظر، کشورهای شرق آسیا در چند دهه اخیر نمونه جالب توجهی هستند که موفقیت­های بی‌بدیلی را نیز کسب کرده­اند.

رشد بالای اقتصادی ژاپن از دهه 1950 تا اوایل دهه 1970، رشد سریع کره جنوبی، سنگاپور، هنگ‌کنگ و تایوان (موسوم به چهار ببر آسیایی) از دهه 1960 به بعد و در ادامه پیوستن کشورهای چین، مالزی، تایلند و اندونزی از دهه 1980 به جرگه اقتصادهای با رشد بالا با وجود وقوع بحران­های مختلف ملی، منطقه­ای و بین­المللی مانند جنگ در شبه جزیره کره و ویتنام، قطع رابطه ناگهانی طلا با دلار، بحران بانکی سال­های 98-1997، بحران فرامنطقه­ای سال 2008 و وقوع تسونامی در ژاپن، نمونه بارزی از تسری رشد بالا میان کشورهای یک منطقه است. تجربه­ای که انگیزه بسیاری از پژوهشگران را برای مطالعه و شناخت عوامل و الگوهای رشد اقتصادی این کشورها برانگیخته است.

 عوامل متعدد بیرونی و درونی در این کشورها باعث تسری رشد بالای اقتصادی کشورهای پیشرو به سایر کشورهای منطقه شده است. تجارت خارجی (با تأکید بر صادرات صنعتی)، سرمایه‌گذاری خارجی و فضای مناسب سیاسی از مهم‌ترین عوامل بیرونی هستند که عموما در پژوهش­های متعدد از آنها به عنوان عوامل اصلی رشد بالای اقتصادی در کشورهای منطقه نام برده می­شود (نقی‌زاده، 1376، 195)، (هیروهیسا کوهاما، 2003، 1) و (کایو فیلیپینی، واسکو مولینی،2003 ، 696).

در مطالعه حاضر ابتدا وضعیت همگرایی در میان کشورهای منطقه بررسی و تأثیر بحران­های سه دهه اخیر بر همگرایی اقتصادی این کشورها مطالعه خواهد شد. در ادامه به منظور شناخت زمینه و علت ایجاد همگرایی، میزان وابستگی بخش صنعت و نقش صادرات به عنوان عاملی که می­تواند زمینه همگرایی اقتصادی را ایجاد کند، مورد تجریه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

در این مطالعه در نظر است به این سوال­ها پاسخ داده شود که آیا روند رشد اقتصادی کشورهای منطقه شرق آسیا در سه دهه اخیر همگرا بوده است یا خیر؟ همگرایی این کشورها نسبت به ژاپن چگونه بوده است؟ بحران­های سه دهه اخیر چه تأثیری را روی روند همگرایی کشورهای این منطقه داشته است؟ در صورت وجود همگرایی، علت آن چه بوده است؟ همچنین با توجه به اهمیت صادرات در برنامه­های اقتصادی این کشورها، تأثیر این عامل بر صادرات دو جانبه کشورها با استفاده از مدل جاذبه بررسی خواهد شد.

مقاله حاضر در هفت بخش تنظیم شده و تلاش شده است تا به سوالات فوق پاسخ داده شود؛ ابتدا پس از مقدمه به اختصار منطقه مورد مطالعه معرفی شده و سپس مروری بر نظریه‌های مرسوم در حوزه همگرایی و حوزه مدل جاذبه می­شود. در ادامه مقاله، مطالعات پیشین در حوزه‌های فوق معرفی و در بخش پنجم مدل­های بکار رفته در مدل با تفصیل بیشتری بحث و بررسی می­شوند. در این بخش، داده‌های مورد استفاده و منابع و بانک­های اطلاعاتی بکار رفته نیز معرفی خواهند شد. در بخش ششم مدل­های معرفی شده تخمین و نتایج آن در قالب جداول مربوطه ارایه خواهد شد و در بخش پایانی به جمع­بندی و
نتیجه­گیری تحقیق اختصاص یافته است. 

 

2- منطقه شرق آسیا

در تعریف منطقه شرق آسیا و اینکه چه کشورهایی را شامل می­شود، اتفاق نظر کامل وجود ندارد. عموماً منطقه شرق آسیا شامل 10 کشور عضو آ-س-آن (برونئی، کامبوج، اندونزی، لائوس، مالزی، میانمار، فیلیپین، سنگاپور، ویتنام و تایلند) به انضمام هشت کشور شامل جمهوری خلق چین، ژاپن، کره جنوبی، کره شمالی، تایوان، هنگ کنگ، ماکائو و مغولستان می­شود.

در این مطالعه با توجه به عدم امکان دسترسی به آمار و اطلاعات برخی از کشورهای اشاره شده، در دوره زمانی مورد بررسی، آمار و اطلاعات فقط 15 کشور از منطقه شرق آسیا شامل کشورهای برونئی، کامبوج، چین، هنگ­کنگ، اندونزی، ژاپن، کره، لائوس، ماکائو، مالزی، مغولستان، فیلیپین، سنگاپور، ویتنام و تایلند مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. آنچه برخی از 15 کشور فوق را در چند دهه اخیر متمایز از سایر کشورها کرده و مورد توجه بسیاری از مطالعات قرار داده، رشد اقتصادی بالا و پیشرفت­های چشمگیر تعداد قابل توجهی از این کشورهاست.

هانگ (2005)[1] الگوی عمومی مشترک کشورهای پیشرو در منطقه شامل: ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، تایوان و چین را چنین عنوان می‌کند:

الف) وجود دوره رشد سریع: این دوره عموما یک بازه زمانی 30 ساله است که آغاز و پایان آن برای این کشورها متفاوت، اما عموما در فاصله زمانی 2000- 1951 است. البته در رابطه با قرار دادن ژاپن جزو این گروه انتقادهایی وجود دارد. منتقدان معتقدند که ژاپن قبل از جنگ جهانی دوم نیز دارای رشد پایدار و بالایی بوده است.

ب) تغییرات همسان در برخی شاخص­های کلیدی: برای نمونه در دوره رشد سریع، GDP در این کشورها به طور متوسط معادل 69/9 درصد رشد داشته است. مقایسه این نرخ رشد با متوسط رشد اقتصادی در طول سال های 2000 -1951، یعنی 63/5 درصد، تفاوت معنادار رشد اقتصادی دوره فوق را نشان می­دهد. میانگین GDP سرانه در این کشورها در ابتدای دوره رشد سریع حدود 2500 دلار بوده که با افزایشی چشمگیر در انتهای دوره به حدود 12500 دلار رسیده است.

در این دوره رشد، سهم تولیدات صنعتی در GDP از 8/27 به 6/36 درصد، سهم
هزینه­های سرمایه‌گذاری از 2/23 به 4/32 درصد و سهم صادرات در GDP از 5/32 به 9/55 درصد رسیده است. این در حالی است که سهم هزینه­های مصرفی دولت در GDP از 8/12 به 5/11 درصد کاهش یافته است.

ج) توالی تاریخی و پویایی وابسته به مسیر[2]: آنچه در دوره رشد سریع مهم است، مرتبط شدن عوامل مختلف و تاثیر متقابل و فزآینده آنها بر رشد است. در این دوره، حوادث بی‌سابقه­ای رخ داد که آثار قابل ملاحظه­ای را بر ترتیبات رشد اقتصادی در این کشورها داشت. حوادثی مانند وقوع بحران نفتی دهه 1970 که بر مدل رشد اقتصادی ژاپن تاثیرگذار بود، بحران­های سیاسی اواخر دهه 70 در کره و همینطور بحران سیاسی اواخر دهه 80 در چین. این بحران­های سیاسی به همراه ادوار طبیعی رشد که به خاطر سیکل­های تولید و تغییر در مزایای نسبی رخ می­دهد، موجب شد که دولت­های این کشورها مجموعه سیاست­ها و سازوکارهای خاصی را برای توسعه و ارتقای بخش صنعت انتخاب کنند. سازوکارهایی­که از تمرکز بر صنایع کاربر و مواد اولیه­بر به سمت صنایع سرمایه­بر با تکنولوژی بالا بوده است.

جزییات برنامه­های توسعه صنعتی این کشورها متفاوت بوده، اما نکته حائز اهمیت مدیریت فرآیند بلندمدت رشد اقتصادی سریع به وسیله تلاش بی­وقفه مشارکت­کنندگان در رشد از طریق توسعه بازار، پیشرفت صنعت و کاهش هزینه­ها از طریق نوآوری‌های نهادی و صنعتی است (هانگ، 2005، 218) که در این مسیر می­توان به نقش بسزای دولت «توسعه­خواه» در مدیریت این فرآیند تأکید کرد؛ نقشی که گفته می­شود بدون آن توسعه این کشورها نه تنها ممکن نبود بلکه نتیجه معکوس داشت (نقی‌زاده، 1376، 22).

 

3- مروری بر ادبیات موضوع

3-1- نظریه­های مربوط به همگرایی

جهانی شدن، پدیده­ای که ابعاد وسیعی از زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده، فرآیندی است که نخستین موج آن را به سال­های 1870 به بعد نسبت می­دهند. سال­هایی که همراه با ظهور ماشین بخار و تبدیل کشتی­های بادبانی به کشتی­های بخار و با کاهش موانع
تعرفه­ای که توسط توافقنامه دولت­های انگلیس-فرانسه مهیا شده بود، زمینه افزایش صادرات کالاها فراهم شد (کالیر، پل و دیوید دالی، 1383، 39).

این پدیده به­دلیل ماهیت نظام سرمایه­داری که اساسا نظامی جهان­طلب است و با پیشرفت تکنولوژی در زمینه حمل و نقل گسترش یافت و از پایان قرن 20 با انقلاب دیجیتالی و رشد فزاینده اینترنت به اوج خود رسیده است (رحیمی بروجردی، 1385، 64). در مواجهه با این پدیده، دولت­ها متوجه شدند که باید زیرساخت­های اقتصادی کشور خود را به گونه­ای تغییر دهند تا منافع بیشتری از این جریان را عاید مردم خود کنند. به همین دلیل همگرایی­ منطقه­ای به عنوان گامی پیشین در جهت جهانی­سازی مطرح شد.

در واقع منطقه­گرایی موجب می­شود که کشورهای یک منطقه از طریق توسل به توسعه صنعتی مبتنی بر صادرات و با آزادسازی تبعیض­آمیز تجاری در میان خود به صورت کنترل شده و مدیریت شده بسوی جهانی­سازی گام بردارند.[3]

توجه به این نکته ضروری است که امروزه با پیشرفت تکنولوژی و افزایش تنوع و پیچیدگی کالاها و خدمات، گسترش حجم تجارت میان کشورها امری اجتناب­ناپذیر شده است و اگر این افزایش در قالب یک توافق ­تجاری در درون منطقه انجام گیرد، موجب می­شود کشور از مزایای آن بهره­مند شود.

مساله همگرایی اقتصادی ابتدا در قالب مدل رشد نئوکلاسیک سولو- سوان (1956) مطرح شد. در ادبیات اقتصادی با توجه به فروض این مدل سه مفهوم از همگرایی: همگرایی مطلق، همگرایی مشروط و همگرایی سیگما تعریف شده است که در ادامه به صورت خلاصه این مفاهیم و فروض آن توضیح داده می­شود. همچنین با توجه به اینکه در بسیاری از مطالعات از الگوی پرواز غازهای وحشی برای تحلیل همگرایی در منطقه شرق آسیا استفاده می­کنند از این رو در پایان این بخش به اختصار الگوی فوق توضیح داده می­شود.

3-1-1- همگرایی مطلق

فرض کنید کشورها به یک نوع تکنولوژی مشابه () دسترسی داشته و نرخ رشد جمعیت () و میل نهایی به پس­انداز یکسانی داشته باشند. در­ صورتی که تفاوت کشورها فقط در نسبت بکارگیری سرمایه به نیروی کار باشد، چون نسبت بکارگیری سرمایه به نیروی کار () در کشورهای فقیر کمتر از کشورهای ثروتمند است، به دلیل قانون بازدهی نزولی، تولید نهایی سرمایه در کشورهای فقیر نسبت به کشورهای ثروتمند بالاتر خواهد بود. در نتیجه، جریان سرمایه از کشورهای ثروتمند به سمت کشورهای فقیر حرکت خواهد کرد. با انتقال سرمایه از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند، سرمایه سرانه () و در نتیجه درآمد سرانه  افزایش خواهد یافته و به سمت درآمد سرانه کشورهای ثروتمند همگرا خواهد شد.

این پدیده در ادبیات اقتصادی «همگرایی مطلق» نامیده می­شود. در نمودار (1)،  و  () به ترتیب بیانگر نسبت سرمایه به نیروی کار در کشوری فقیر و کشوری ثروتمند است، یعنی در این حالت انتظار می­رود تمامی کشورها به سمت یک نسبت سرمایه به نیروی کار مداوم پایدار و نیز محصول سرانه و مصرف سرانه () مشابه دست یابند و دارای یک نرخ رشد جمعیت شوند.

 

Y=F(K)

 

Iw=nK

 

i=sF(X)

 

k=K/L

 

K2

 

K*

 

K1

 

y=Y/L

 

Y*

 

Y*1

 

 

i*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار (1)- نسبت سرمایه به نیروی کار پایدار

3-1-2- همگرایی شرطی

اگر کشورها به لحاظ تکنولوژی و رشد جمعیت مشابه باشند، اما میل به پس‌‌انداز و نسبت سرمایه به نیروی کار آنها برابر نباشد، در آن­ صورت همگرایی میان آنها می­تواند وجود داشته باشد، اما نه به سمت یک سطح برابر درآمد سرانه برای همه کشورها، بلکه به سمت سطوح درآمد سرانه متفاوت همگرا می­شوند، یعنی مسیر رشد درآمد، متوازن اما سطوح درآمد سرانه، متفاوت است.

براساس فرضیه همگرایی که بارو و مارتین در سال 1991 مطرح کردند، کشورها می‌توانند در نسبت رشد پایدارشان تفاوت داشته باشند. در نمودار (2) کشور غنی در وضعیت  و  قرار دارد و به  و  همگرا می­شود و کشور فقیر که در سطح سرمایه سرانه  و تولید سرانه  قرار دارد و به سطوح  و  همگرا می­شود. در حالت همگرایی شرطی، اگر اقتصادها در مسیر رشد متوازن مشترک خود قرار گیرند، باز هم به خاطر اختلاف در سطح یکنواخت، بین درآمد سرانه آنها تفاوت دائمی وجود خواهد داشت و این تفاوت تنها با انتقال این سطح محو خواهد شد.

Y2

 

K=K/L

 

K*1

 

K1

 

K*1

 

K1

 

Y=F(K)

 

iw=nK

 

I2=s2F(X)

 

y=Y/L

 

y*2

 

y*1

 

 

Y1

 

I1=s1F(X)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار (2) - نسبت سرمایه به نیروی کار در رشد پایدار و در شرایط همگرایی شرطی رشد متوازن

3-1-3- همگرایی سیگما

اگر عوامل تعیین‌کننده سطح یکنواخت درآمد سرانه بین کشورهای غنی و کشورهای فقیر مشابه هم باشد، دو سطح یکنواخت خواهیم داشت که یکی به کشورهای غنی و دیگری به کشورهای فقیر مربوط می‌شود. این نکته بر همان همگرایی شرطی یا آنچه در متون اقتصادی رایج است، همگرایی باشگاهی دلالت دارد. به این معنی، درآمدهای سرانه جداگانه­ای برای کشورهای فقیر و غنی قابل تعریف است به گونه­ای که کشورهای فقیر به سمت متوسط درآمد سرانه گروه خود و کشورهای غنی به سمت متوسط درآمد سرانه گروه خود حرکت می­کنند. البته شکاف میان دو گروه از طریق تغییر در زیر ساخت­های اساسی کشورهای فقیر قابل پر کردن است.

این مفهوم در نمودار (3) به روشنی نشان داده شده است. خطوط  و  () به ترتیب مسیرهای رشد متوازن در کشورهای فقیر و غنی را نشان می­دهد.

 

S1

 

Y

 

T

 

T1

 

T0

 

 

Sh

 

Sl

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار (3)- مسیرهای رشد کشورهای فقیر و غنی

 

3-1-4- مدل پرواز غازهای وحشی[4]

مدل همگرایی در منطقه شرق آسیا بر پایه الگوی توسعه به شیوه پرواز غازها براساس مزیت نسبی پویا (برخلاف مزیت نسبی ایستا) قابل تببین است. این نظریه که توسط کانامه آکاماتسو[5] ابتدا در دهه 1930 در ژاپن و سپس در سال 1962 در محافل علمی دنیا مطرح شد تلاش می­کند تا فرآیند جبران عقب­ماندگی­های کشورهای دیر صنعتی شده در منطقه شرق آسیا را مدل­سازی کند. این نظریه برگرفته از الگوی پرواز غازهای وحشی است و در فرآیند توسعه صنعتی در منطقه بر سه بُعد از تحولات ساختاری در صنعت تأکید دارد:

1- مراحل توسعه یک صنعت در درون کشور: از این بُعد صنایع ابتدا باید واردکننده باشند و به­تدریج واردات آنها افزایش یابد. با افزایش تولید داخل، باید واردات آنها کاهش و صادرات آنها افزایش یابد.

2- استراتژی توسعه صنعتی در داخل کشور: این استراتژی باید از تولید کالاهای مصرفی به سمت تولید کالاهای سرمایه‌ای باشد.

3- فرآیند تحولات در منطقه: در دوره لازم برای جبران عقب­ماندگی­ها در درون منطقه صنایع کاربر از کشورهای پیشرفته به کشورهای کمتر توسعه یافته و دیر پیوسته منتقل شود. (اوکیتا، 1985، 21)

اوکیتا الگوی توسعه آکاماتسو را در نمودار (4) توضیح داده است. همانگونه که ملاحظه می­شود در یک کشور چون ژاپن که کشور پیشرو در منطقه است و به عنوان رهبر گروه پرواز محسوب می­شود صنایع با تکنولوژی بالا تولید می­شود. سایر صنایع از صنایع سرمایه‌بر به صنایع کاربر به ترتیب به کشورهایی که دیرتر به گروه پیوسته‌اند و از نظر توسعه اقتصادی عقب‌تر هستند، منتقل می‌شود. البته تقسیم­بندی و جایگاه کشورها در تحلیل اوکیتا مربوط به سال 1985 است. بدیهی است در حال حاضر کشورها به لحاظ ساختار صنعتی ارتقا یافته­اند. به عنوان مثال، کره جنوبی و سنگاپور به گروه کشورهای تولیدکننده صنایع با تکنولوژی بالا ملحق شده­اند.

 

 

 

کشور 

 

متأخرین

 

دیرگروندگان

 

کشورهای آ- س -آن

بعلاوه 4

 

اقتصادهای تازه

 صنعتی شده

 

ژاپن

 

    پوشاک  فولاد      تلویزیون        نسل جدید تلویزیون    ویدئو  

 

 

زمان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار (4)- دگرگونی و تبدیل ساختار صنعتی در منطقه شرق آسیا

 

3-2- نظریه­های مربوط به مدل جاذبه

برای تبیین قوانین حاکم بر روابط اجتماعی و اقتصادی در برخی موارد از قوانین الهام گرفته از طبیعت مانند فیزیک و زیست‌شناسی کمک گرفته می­شود. یکی از این موارد، استفاده از قانون جاذبه نیوتن برای شناخت عوامل تاثیرگذار در صادرات دو جانبه کشورهاست که اولین بار توسط تین برگن و هندریکس[6] (1962) مطرح شد.

از دهه 1970 تلاش­های زیادی برای اثبات مبانی نظری مدل جاذبه به عمل آمد که از جمله آنها می­توان به کار اندرسون[7] (1979) و برگستراند[8] (1989) اشاره کرد. دیردوف

 

(1995) با تکیه بر کار هلپمن و کروگمن[9] (1985) مدل جاذبه ساده را اثبات کرد.

در سال 2003 اندرسون تلاش دیگری برای بررسی پایه­های نظری مدل جاذبه انجام داد. اشرف­زاده (2002) با استفاده از کارهای انجام شده مدل جاذبه را از اتحاد اساسی حسابداری ملی استخراج کرد.

با توجه به مطالعات انجام شده و در چارچوب مدل جاذبه، متغیرهای فاصله دو کشور، درآمد سرانه و جمعیت آنها به عنوان عوامل تأثیرگذار بر جریان تجارت میان دو کشور معرفی می­شوند. این مدل در تحقیق­های بسیاری برای بررسی شدت تجارت میان کشورها مورد استفاده قرار گرفته است، اما به­تدریج مدل جاذبه تعمیم­یافته تعریف و براساس آن علاوه بر متغیرهای فوق، متغیرهای دیگری مانند وجود مرز مشترک، زبان مشترک، صادرات کل کشورها و متغیرهایی از این دست وارد مدل شد.

استفاده از مدل جاذبه با توجه به اشتراکات فرهنگی زیاد میان این کشورها و همچنین وجود مرزهای مشترک و همسایگی آنها برای شناخت عوامل مؤثر بر توسعه صادرات میان کشورهای شرق آسیا امکان­پذیر است.

 

4- مروری بر مطالعات پیشین

مطالعات گوناگونی در داخل و خارج از کشور برای بررسی همگرایی میان کشورهای مختلف و همچنین شناخت عوامل مؤثر بر صادرات دوجانبه انجام گرفته است. مروری بر مطالعات پیشین نشان می­دهد که در هیچ یک از آنها بررسی جامعی در زمینه میزان و علت همگرایی اقتصادی در منطقه شرق آسیا انجام نشده است.

 در این مقاله ابتدا همگرایی میان کشورهای منطقه بررسی و ضمن بررسی نحوه همگرایی این کشورها با ژاپن، تلاش شده است تا با توجه به اتخاذ سیاست توسعه صادرات و جایگزینی واردات در الگوی توسعه اقتصادی این کشورها، عوامل موثر در صادرات دوجانبه در منطقه شرق آسیا در قالب مدل جاذبه مطالعه شود. در ادامه، اجمالاً به مرور برخی از مهم‌ترین مطالعات انجام ‌گرفته در خارج و داخل کشور می‌پردازیم.

 

4-1- مطالعات خارجی

بارو و مارتین (1991) همگرایی اقتصادی 118 کشور جهان را طی دوره زمانی 1960 تا 1985 بررسی کردند. نتیجه این مطالعه عدم پذیرش فرضیه همگرایی مطلق در مورد این کشورها بوده است.

گوتات و سرانتیا (2004) در 9 کشور منطقه منا هر دو نوع همگرایی مطلق و شرطی را برای دو دوره زمانی 1960 تا 1990 و 1960 تا 2000 آزمودند. نتایج حاصل، بیانگر همگرایی اکثر کشورهای منطقه طی دو دوره بود. لی و همکاران (1999)، همگرایی در تولید سرانه 16 کشور عضو OECD را در دوره 1989 تا 1900 با کمک آزمون سری زمانی بررسی کردند. نتایج، همگرایی شرطی در 9 کشور از مجموعه 16 کشور مورد بررسی را نشان داد.

چادوری ( 2005) همگرایی درآمد سرانه 9 کشور آ-سه-‌آن را طی سال‌های 1960 تا 2001 به صورت مقطعی و با روش OLS و نتایج تجربی حاکی از عدم وجود همگرایی و افزایش پراکندگی درآمد در این کشورها را بررسی کرد. در این مطالعه دلایل عدم همگرایی، پایین بودن حجم تجارت درون منطقه، رشد پایین صادرات و واردات تجاری، ضعف عملکرد برخی دولت‌ها و پایین بودن سطح و نرخ رشد درآمد سرانه در بلندمدت بیان شده است.

کارلو فیلیپینی و واسکو مولینی (2003) عوامل مؤثر بر جریان تجارت در شرق آسیا را با استفاده از مدل جاذبه تعمیم­یافته بررسی کردند. آنها جریان تجارت خارجی را در شرق آسیا مطالعه و اثر شکاف تکنولوژی را روی تجارت دو جانبه کشورهای شرق آسیا مورد مطالعه قرار دادند. آنها نشان دادند که کشورهای شرق آسیا بیشتر تمایل به تجارت کالاهای صنعتی با کشورهای ژاپن اتحادیه اروپا و آمریکا دارند. آنها همچنین نشان دادند که با افزایش شکاف تکنولوژی تعداد کشورهای انتخاب شده برای تجارت توسط این کشورها کمتر می­شود.

 

4-2- مطالعات داخلی

احسانی و رنجبر (1386) در مقاله‌ای با عنوان «آیا سازمان کنفرانس اسلامی یک باشگاه همگرایی است؟» همگرایی اقتصادی در 36 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی را بررسی کردند. در مطالعه ایشان فرضیه همگرایی با سه رویکرد همگرایی بتا، همگرایی سیگما و سری زمانی آزمون شد. نتیجه این مطالعه، تأیید فرضیه همگرایی بتا و سیگما بین 36 کشورعضو سازمان کنفرانس اسلامی است.

بررسی همگرایی تجاری در مناطق مختلف با استفاده از مدل جاذبه مورد توجه محققان داخلی قرار گرفته است که با توجه به ارتباط موضوع و همچنین به جهت اختصار، فقط به یک مطالعه یعنی مطالعه شکیبایی و مریم سعید (1391) اشاره می­شود. آنها با استفاده از مدل جاذبه تعمیم­یافته به بررسی اثر بحران مالی در سال­های 2009- 2007 بر همگرایی تجاری در کشورهای توسعه یافته پرداخته‌ و نشان داده­اند که حجم تجارت دو جانبه در کشورهای OECD بعد از بحران مالی سال 2007 افزایش یافته و این کشورها تمایل بیشتری به تجارت درون منطقه­ای دارند.

 

5- روش­شناسی تحقیق

5-1- معرفی مدل­های بکار رفته برای بررسی همگرایی

برای آزمون فرضیه‌ همگرایی از سه مدل مقطعی، سیگما و همچنین مدل سری زمانی استفاده می‌شود که در ادامه این مدل­ها به اختصار توضیح داده می­شود.

 

5-1-1- مدل مقطعی

مدل‌های مقطعی آزمون فرضیه همگرایی به دو شکل مدل همگرایی مطلق  و مدل همگرایی شرطی در متون اقتصادی مطرح شده‌اند. مدل‌های مقطعی در شکل عمومی خود در رابطه (1) نشان داده شده‌اند.

(1)                                                                                         

در این رابطه  متوسط نرخ رشد درآمد سرانه طی دوره مورد بررسی است که تفاضل لگاریتم طبیعی درآمد سرانه کشور  در انتها و ابتدای دوره مورد بررسی می­باشد که ابتدای دوره در رابطه (2)  با اندیس صفر و انتهای دوره با اندیس  نشان داده شده است.

(2)                                                                                         

بردار  نشانگر برداری از متغیرهای کنترلی است و شامل آن دسته از متغیرهایی است که بر سطح یکنواخت درآمد سرانه موثرند. از جمله این متغیرها می­توان به نرخ­های رشد جمعیت، پس­انداز، تورم و ... اشاره کرد.  جزء اخلال تصادفی و  عرض از مبدا الگو می­باشد. آزمون فرضیه همگرایی با توجه به الگوی (1) بدون لحاظ کردن متغیرهای کنترلی (بردار) برآورد می‌شود. اگر ضریب  برآورد شده بین صفر و منفی یک قرار گرفته باشد، در این صورت فرضیه همگرایی مطلق  رد نمی­شود. همچنین چنانچه برآورد الگو با لحاظ کردن متغیرهای کنترلی صورت پذیرد و ضریب  برآورد شده بین صفر و منفی یک قرار گرفته باشد، در این صورت فرضیه همگرایی شرطی  رد نمی­شود.

 

5-1-2- مدل سیگما ()

در این مدل، واریانس (یا انحراف معیار) مقطعی لگاریتم درآمد سرانه مورد بررسی قرار می­گیرد. چنانچه روند این واریانس کاهشی باشد، مدل همگرایی حکایت از آن خواهد داشت که پراکندگی درآمد سرانه بین کشورها کاهش یافته و همگرایی تایید می‌شود.

بارو و سالای مارتین (1991) نشان داده­اند که مدل همگرایی مقطعی شرط لازم برای مدل همگرایی سیگما است، در حالی­که شرط کافی برای آن نخواهد بود. کواه[10] (1993) وضعیتی را مطرح می­کند که در آن همگرایی مقطعی به تایید می­رسد، در حالی­که واریانس مقطعی لگاریتم درآمد سرانه حکایت از واگرایی سیگما() می­کند. او این وضعیت را سفسطه گالتونی[11] نام نهاد.

 

5-1-3- مدل سری زمانی همگرایی

براساس تعریف برنارد و دولاف (1996) کشور  و  در صورتی همگرا می­شوند که پیش­بینی بلندمدت لگاریتم درآمد سرانه کشور  و  در زمان با هم برابر شوند، یعنی:

(3)                                                                         

که در آن  لگاریتم درآمد سرانه کشور در زمان ، لگاریتم درآمد سرانه کشور  در زمان  و  مجموعه اطلاعات موجود در زمان  است.

کشور  و  همگرا می­شوند، اگر سری زمانی تفاوت بین لگاریتم درآمد سرانه آن دو کشور دارای ریشه واحد نباشد، یعنی اختلاف بین لگاریتم درآمد سرانه دو کشور باید دارای یک فرآیند پایا از مرتبه صفر باشد. برای آزمون فرضیه همگرایی براساس مدل سوم از آزمون ریشه واحد دیکی فولر تعمیم یافته[12] استفاده می­شود، با این تفاوت که در این مقاله با توجه به هدف مطالعه، یعنی بررسی همگرایی گروهی بجای محاسبه تفاوت لگاریتم سرانه بین کشورها به صورت دو به دو، فاصله لگاریتم درآمد سرانه تک تک کشورها با متوسط لگاریتم درآمد سرانه منطقه بررسی می­شود، یعنی برای هر کشور تفاوت لگاریتم درآمد سرانه آن کشور در هر سال با متوسط لگاریتم درآمد سرانه کل کشورها در آن سال محاسبه می­شود.

طبق رابطه (3) در صورتی ­که اختلاف بین لگاریتم محصول سرانه کشورها با متوسط منطقه، یک فرایند مانا از مرتبه صفر باشد، کشور مورد بررسی همگرا خواهد بود.

آزمون ریشه واحد دیکی فولر تعمیم یافته در سه حالت قابل انجام است: 1- بدون عرض از مبدا و روند، 2- با عرض از مبدا و 3- با عرض از مبدا و روند. در صورتی که ضریب در حالت اول، یعنی مدل بدون عرض از مبدا معنادار باشد، همگرایی مطلق است. اما اگر مدل با عرض از مبدا رد نشود، همگرایی شرطی خواهد بود، زیرا وجود عرض از مبدا و معناداری آن حکایت از سایر عوامل مؤثر در همگرایی دارد که در مدل تعریف نشده و در عرض از مبدا لحاظ شده است.

 

5-2- معرفی مدل جاذبه برای بررسی عوامل مؤثر بر صادرات دو جانبه

بررسی سیاست­های اقتصادی اتخاذ شده در کشورهای منطقه شرق آسیا در طول سه دهه اخیر بیانگر آن است که کشورهای این منطقه با الگوبرداری از مدل توسعه ژاپن متکی بر توسعه صادرات همراه با جانشینی واردات بوده است.

همانگونه­که توضیح داده شد این راهبرد که در چارچوب مدل پرواز غازهای وحشی تحلیل می­شود نه تنها موجب تحولات ساختاری در صنایع این کشورها می­شود بلکه به دلیل صدور صنایع به کشورهای منطقه موجب ایجاد همگرایی منطقه­ای می­شود. به همین دلیل در این پژوهش برای شناخت عوامل مؤثر در توسعه صادرات دوجانبه کشورهای منطقه از مدل جاذبه استفاده شده است.مدل جاذبه طبق رابطه (4) تصریح می شود.

(4)

 در رابطه فوق  اپراتور لگاریتم طبیعی،  صادرات کشور i به کشور در زمان ،   تولید ناخالص داخلی واقعی کشور در زمان ،  تولید ناخالص داخلی واقعی کشور در زمان،  جمعیت کشور و جمعیت کشور در زمان ،  متغیر لیندر یا همان متغیر شکاف درآمدی میان دو کشور  و در زمان ،  فاصله کشور  از ،  شاخص نسبت صادرات کل کشور  به صادرات کل ،  و  متغیرهای مجازی بحران سال­های 1998 و 2008 هستند.

 

5-3- روش آزمون

آزمون فرضیه همگرایی براساس مدل (1) با توجه به تعریف متغیر وابسته براساس رابطه (2) و اینکه مدل مقطعی است با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و آزمون فرضیه همگرایی براساس مدل سیگما با استفاده از واریانس مقطعی درآمد سرانه صورت گرفته است. از آزمون دیکی- فولر تعمیم ­یافته برای آزمون فرضیه سری زمانی همگرایی میان کشورهای مورد مطالعه با میانگین نمونه و همچنین آزمون فرضیه همگرایی میان کشورهای مزبور با کشور ژاپن استفاده شد.

آزمون مدل (4) با استفاده از داده­های ترکیبی (تابلویی) به یکی از دو روش اثرات ثابت (Fixed Effect) و اثرات تصادفی (Random Effect) صورت می­گیرد. برای انتخاب روش، ابتدا مدل با این فرض که جز خطای ثابت در طول زمان () با متغیرهای توضیحی همبسته نیست (یعنی RE) برآورد شد. آزمون هاسمن در سطح اعتماد 95 درصد فرض فوق را رد کرد. بنابراین روش برآورد مدل از طریق روش اثرات ثابت انتخاب شد. درضمن به منظور پرهیز از انجام رگرسیون جعلی، ابتدا با استفاده از آزمون ریشه واحد مانایی متغیرهای مدل بررسی می­شود.

 

5-4- داده‌های مورد استفاده

در این مطالعه، داده­های 15 کشور مورد اشاره طی سال­های 2012-1980 مورد بررسی قرار گرفته است. متغیر GDP سرانه واقعی به قیمت سال 2000 و اطلاعات جمعیت از بانک

اطلاعاتی شاخص­های توسعه جهانی[13] استخراج و بررسی شده است.

آمار صادرات متقابل این کشورها و همچنین اطلاعات مربوط به صادرات کل هر یک از کشورها از سایت ویتس[14] استخراج شده است. اطلاعات مربوط به فاصله پایتخت­ها از اینترنت[15] استخراج شد.

 

6- تخمین مدل­های معرفی شده

6-1- تخمین مدل همگرایی

6-1-1- مدل همگرایی مطلق بتا

فرضیه همگرایی مطلق بتا، بین 15 کشور منطقه طی سال­های 1980 تا 2012 بر اساس مدل (1) بررسی شد. نتیجه بررسی در جدول (1) آمده است. همانگونه که اطلاعات جدول نشان می­دهد ضریب  معنادار و مقدار آن 18/0­- یعنی بین صفر و منفی یک است. با توجه به این نتیجه، فرضیه همگرایی مطلق بتا میان کشورهای فوق رد نمی­شود.

 

جدول (1)- نتایج آزمون فرضیه همگرایی مطلق  با استفاده از داده­های مقطعی بین 15 کشور

 

ضرایب

مقدار آماره t

احتمال

 

46/2

18/0-

33/3

9/1-

0054/0

081/0

 

 

نمودار (1) (پیوست) روند GDP سرانه به قیمت ثابت را برای کشورهای مورد مطالعه نشان می دهد. همانگونه که ملاحظه می­شود می­توان کشورها را به دو گروه طبقه­بندی کرد. گروه اول شامل شش کشور ژاپن، کره، هنگ­کنگ، سنگاپور، برونئی و ماکائو و گروه دوم بقیه کشورها شامل کامبوج، چین، اندونزی، لائوس، مالزی، مغولستان، فیلیپین، تایلند و ویتنام است. همانطورکه در نمودار نیز ملاحظه می­شود از ابتدای دوره مورد بررسی درآمد سرانه کشورهای گروه اول به طور معناداری بالاتر از سایر کشورهای مورد بررسی بوده است. این تفاوت در طول دوره نه تنها کاهش نیافته، بلکه افزایش نیز یافته است.

همانگونه­ که در این نمودار مشاهده می­شود روند GDP سرانه کشورهای ژاپن، کره، هنگ­کنگ، سنگاپور، برونئی و ماکائو به سمت مقداری متفاوت GDP سرانه سایر کشورهای نمونه است. به همین دلیل برای بررسی همگرایی میان این گروه از کشورها رابطه (1) را برای این کشورها برآورد می­کنیم که نتایج آن در جدول (2) آمده است. همانطور که اطلاعات این جدول نشان می­دهد همگرایی مطلق بتا بین این گروه نیز رد نمی­شود. همچنین مقایسه اطلاعات جدول (2) با جدول (1) نشان می­دهد مقدار ضریب  و همچنین آماره در میان این کشورها بیشتر از کل کشورها است. این نتیجه نشان از سرعت بیشتر همگرایی در میان این شش کشور دارد.

 

نمودار (1) مقایسه روند GDP سرانه به قیمت سال 2000 در 6 کشور ژاپن، کره، هنگ­کنگ، سنگاپور، برونئی و ماکائو با سایر کشورهای شرق آسیا

 

 

 

جدول (2)- آزمون همگرایی مطلق با استفاده از داده­های مقطعی بین شش کشور

 

ضرایب

مقدار آماره t

احتمال

 

004/10

960/0-

60/5

11/5-

0050/0

007/0

 

 

 

6-1-2- مدل همگرایی سیگما

برای بررسی همگرایی سیگما، واریانس مقطعی لگاریتم درآمد سرانه کشورها را در طی
سال­های 2012-1980 محاسبه می­کنیم. نتایج در جدول و نمودار (2)  نشان داده شده است.

 

نمودار (2)- روند واریانس مقطعی GDP سرانه 15 کشور شرق آسیا

 

 

همانگونه که نمودار نشان می­دهد واریانس مقطعی لگاریتم درآمد سرانه در ابتدای دوره، کاهش، اما سال­های 1984 تا 1993 با شیبی ملایم افزایش یافته و سپس از سال 1994 مقدار این شاخص به­تدریج روند کاهشی به خود گرفته است. همانگونه که خط روند نشان می­دهد در طول دوره، پراکندگی لگاریتم درآمد سرانه مقطعی دارای روند کاهشی بوده است. این پدیده بیانگر کاهش فاصله درآمد سرانه کشورها و افزایش همگرایی در میان این کشورها است.

 

جدول (3) - واریانس مقطعی GDP سرانه 15 کشور شرق آسیا

سال

واریانس مقطعی 15 کشور

سال

واریانس مقطعی 15 کشور

1980

61/2

1997

89/2

1981

44/2

1998

80/2

1982

36/2

1999

76/2

1983

33/2

2000

76/2

1984

83/2

2001

70/2

1985

79/2

2002

68/2

1986

77/2

2003

65/2

1987

83/2

2004

66/2

1988

86/2

2005

61/2

1989

80/2

2006

59/2

1990

82/2

2007

55/2

1991

83/2

2008

47/2

1992

85/2

2009

40/2

1993

06/3

2010

45/2

1994

02/3

2011

44/2

1995

98/2

2012

38/2

1996

93/2

-

-

 

6-1-3- مدل سری زمانی همگرایی: همگرایی کشورها با میانگین نمونه

نتایج آزمون در جدول (4) آمده است. همانطور که اطلاعات این جدول نشان می­دهد آزمون ریشه واحد در سه حالت، بدون عرض از مبدا، با عرض از مبدا و با عرض از مبدا و متغیر روند (هر دو) محاسبه شده است. با توجه به نتیجه آزمون، فرضیه همگرایی مطلق میان کشورهای برونئی، چین، کامبوج، اندونزی، لائوس، مالزی، تایلند و ویتنام رد نمی­شود.

همچنین همگرایی شرطی میان کشورهای هنگ­کنگ، کره و سنگاپور رد نمی­شود. این پدیده به معنی آن است که GDP سرانه این کشورها با یک اختلاف از متوسط منطقه، به مقداری یکنواخت خواهد رسید. نمودار (3) مقدار GDP سرانه این کشورها را با میانگین GDP سرانه کشورهای مورد مطالعه و ژاپن مقایسه کرده است. همانطورکه ملاحظه
می­شود روند این شاخص در سه کشور هنگ‌کنگ، کره و سنگاپور دارای سرعتی به مراتب بیش از سرعت افزایش GDP سرانه ژاپن و میانگین کشورهاست.

 

نمودار (3)- مقایسه سرعت افزایش GDP سرانه کشورهای هنگ کنک، کره و سنگاپور

 

 

دلیل عدم همگرایی ژاپن با متوسط منطقه را می­توان در ثبات نسبی رشد GDP سرانه در این کشور در اواخر دهه 2010 میلادی ریشه در رکودی دارد که از سال 1993 با ترکیدن حباب قیمت دارایی‌ها و سهام آغاز شد و منجر به کاهش تورم و نرخ تورم منفی شد. این شرایط با بحران سال 2008 و وقوع تسونامی در سال 2010 تشدید پیدا کرد.

 

 

 

 

جدول (4)- نتایج آزمون ریشه واحد دیکی- فولر تعمیم یافته از میانگین

کشور

بدون عرض از مبدا

با عرض از مبدا

با عرض از مبدا و روند

 

بروئنی

78/4-

*(000/0)

28/0-

(92/0)

95/1-

(61/0)

همگرایی مطلق

چین

80/3-

(000/0)

93/0-

(76/0)

63/2-

(27/0)

همگرایی مطلق

کامبوج

18/4-

(000/0)

90-

765/0

00/1-

92/0

همگرایی مطلق

هنگ‌کنگ

99/0

91/0

91/4-

(000/0)

57/3-

05/0

همگرایی شرطی

اندونزی

28/2-

02/0

65/3-

01/0

03/3-

14/0

همگرایی مطلق

ژاپن

15/0

72/0

24/2-

195/0

16/3-

11/0

واگرا

کره

13/1-

22/0

65/5-

(000/0)

05/2-

55/0

همگرایی شرطی

لائوس

84/1-

06/0

30/0

97/0

53/2-

31/0

همگرایی مطلق

ماکائو

95/1

98/0

24/1

00/1

67/0-

97/0

واگرا

مالزی

63/2-

01/0

28/3-

02/0

26/2-

44/0

 

همگرایی مطلق

مغولستان

59/0-

45/0

41/1-

56/0

40/0-

98/0

واگرا

 

فیلیپین

56/0

83/0

28/1-

62/0

23/2-

45/0

واگرا

سنگاپور

16/1

93/0

19/4-

(000/0)

46/2-

34/0

همگرایی شرطی

تایلند

34/2-

02/0

07/4-

(000/0)

86/1-

65/0

همگرایی مطلق

ویتنام

67/3-

(000/0)

14/0-

93/0

62/1-

76/0

همگرایی مطلق

* اعداد داخل پرانتز  p-value هستند

 

نمودار (4) روند GDP سرانه کشورهای برونئی، چین، کامبوج، اندونزی، لائوس، مالزی، تایلند و ویتنام را نشان می­دهد. همانگونه که در جدول (4) نشان داده شد این کشورها به سمت متوسط منطقه همگرایی مطلق دارند.

 

نمودار (4)- مقایسه GDP سرانه کشورهایی که به سمت متوسط منطقه همگرایی مطلق دارند

 

 

 

6-1-4- مدل سری زمانی همگرایی: همگرایی کشورها با ژاپن

به منظور بررسی نقش رهبری کشور ژاپن در منطقه، تفاوت لگاریتم درآمد سرانه هر کشور با لگاریتم درآمد سرانه ژاپن در سال­های 2012-1980 محاسبه و با استفاده از آزمون دیکی- فولر تعمیم­یافته، وجود ریشه واحد در این سری زمانی بررسی شده است. خلاصه نتایج آزمون­ها در جدول (5) آمده است. همانطورکه اطلاعات این جدول نشان می­دهد از 14 کشور مورد مطالعه (بجز ژاپن) فقط سری زمانی مربوط به سه کشور برونئی، ماکائو و مغولستان دارای ریشه واحد هستند. این به معنای آن است­که همگرایی مطلق این سه کشور با ژاپن تایید نمی­شود. کشور برونئی دارای همگرایی شرطی است، اما روند تفاوت لگاریتم درآمد سرانه دو کشور ماکائو و مغولستان با ژاپن واگرا است.

 

جدول (5)- نتایج آزمون ریشه واحد دیکی- فولر تعمیم یافته از ژاپن

کشور

بدون عرض از مبدا

باعرض از مبدا

با عرض از مبدا و روند

نتیجه

برونئی

83/0-

650/0

84/5-

000/0

30/4-

01/0

همگرایی شرطی

چین

68/2-

01/0

5/0

98/0

74/1-

71/0

همگرایی مطلق

کامبوج

09/2-

04/0

81/2-

07/0

44/2-

35/0

همگرایی مطلق

هنگ کنگ

87/2-

005/0

01/0

95/0

90/1-

63/0

همگرایی مطلق

اندونزی

58/2-

01/0

91/0

99/0

05/2-

55/0

همگرایی مطلق

کره

46/6-

000/0

98/0-

75/0

04/2-

56/0

همگرایی مطلق

لائوس

58/2-

01/0

26/2

00/1

86/2-

19/0

همگرایی مطلق

ماکائو

88/0-

33/0

96/2

00/1

47/0

00/1

واگرا

مالزی

53/2-

01/0

81/0

99/0

19/4-

01/0

 

همگرایی مطلق

مغولستان

57/0-

46/0

76/0-

81/0

82/0

00/1

واگرا

 

فیلیپین

56/3-

00/0

65/0

84/0

48/5-

00/0

همگرایی مطلق

سنگاپور

15/3-

00/0

02/0

95/0

76/2-

22/0

همگرایی مطلق

تایلند

03/2-

04/0

46/0-

88/0

79/2-

21/0

همگرایی مطلق

ویتنام

51/4-

000/0

22/2-

00/1

89/3-

03/0

همگرایی مطلق

 

6-2- تخمین مدل جاذبه

برای تعیین روش تخمین مدل ابتدا متغیرهای مورد استفاده در مدل به لحاظ وجود یا عدم وجود ریشه واحد بررسی می­شوند. در صورتی که متغیرها نامانا باشند، لازم است مانایی ترکیب خطی آنها از طریق آزمون هم­انباشتگی بررسی شود. به همین دلیل در ادامه ریشه واحد بررسی می­شود.

 

6-2-1- آزمون ریشه واحد

نتایج بررسی ریشه واحد متغیرهای مدل جاذبه در جدول (6) آمده است. براساس آزمون هدری، با توجه به اینکه فرضیه صفر در این آزمون، نبود ریشه واحد است، تمام متغیرها دارای ریشه واحد هستند. آزمون­های دیگر، بجز نتایج آزمون مربوط به دو متغیر Ln(Popi) و Ln (Popj) حداقل در یک یا دو آزمون، وجود ریشه واحد را تأیید
می­کند. نتیجه آزمون ریشه واحد تفاضل مرتبه اول متغیرها نیز نشان می­دهد که متغیرها با یکبار تفاضل­گیری مانا می­شوند (برای پرهیز از طولانی شدن بحث نتایج برآوردها گزارش نشده است).

 

جدول (6)- بررسی وجود یا عدم وجود ریشه واحد در متغیرهای مورد استفاده

Hadri z-

Test

PP-Fisher

Chi-square

ADF-Fisher

Chi-square

Im, Pesaran and

shin W-stat

Levin, lin

Chu-t*

 

35/34

(0/00)

481/7

(0/0016)

433/8

(0/08)

2/51

(0/99)

-6/91

(0/0)

Ln(Expi)

52/7

(0/00)

727

(0/0)

349/3

(0/99)

14/60

(1/00)

-5/2

(0/0)

Ln(GDPi)

52/8

(0/00)

737

(0/00)

350/7

(0/99)

14

(1/00)

-4/94

(0/0)

Ln(GDPj)

54/68

(0/00)

2883/9

(0/00)

3136/14

(0/00)

-172/3

(0/00)

-137/7

(0/00)

Ln(Popi)

54/68

(0/00)

2824/5

(0/00)

3088/69

(0/00)

-170/03

(0/00)

-138/009

(0/00)

Ln(Popj)

33/45

(0/00)

947/9

(0/00)

704/5

(0/00)

-0/35

(0/36)

-8/8

(0/00)

Ln(Ratioi)

منبع: یافته‌های تحقیق

6-2-2- آزمون هم­انباشتگی

در صورت نامانا بودن متغیرهای مورد مطالعه، امکان آن وجود دارد که ترکیب خطی آنها در بلندمدت مانا باشند. این پدیده از طریق آزمون هم­انباشتگی بررسی می­شود. نتایج آزمون در جدول (7) آمده است. با توجه به اطلاعات این جدول، متغیرها هم­انباشته از درجه اول هستند. در این شرایط، روش آزمون رابطه بلندمدت OLS خواهد بود.

 

جدول (7)- نتایج آزمون هم­انباشتگی پدرونی[16] و کائو[17]

 

 

 

فرض صفر

نتیجه

Group

rho-statistic

45/15

(00/1)

عدم هم انباشتگی

فرض صفر مبنی بر نبود هم‌انباشتگی رد نمی­شود

Group

pp-statistic

54/47-

(00/0)

عدم هم انباشتگی

فرض صفر مبنی بر نبود هم‌انباشتگی رد می­شود

Group

ADF- statistic

68/30-

(00/0)

عدم هم انباشتگی

فرض صفر مبنی بر نبود هم‌انباشتگی رد می­شود

Kao residual

Co-integration test

918/0-

17/0

عدم هم انباشتگی

فرض صفر مبنی برعدم وجود هم­انباشتگی رد نمی­شود

اعداد داخل پرانتز مقدار p-value هستند.

منبع: یافته تحقیق

 

6-2-3- تخمین مدل جاذبه

با توجه به بررسی­های انجام شده در بخش­های پیشین، مدل (4) با روش حداقل مربعات پانل (PLS) و به­صورت اثرات ثابت (Fixed Effect) برآورد شد. نتیجه برآورد در جدول (8) آمده است. براساس اطلاعات این جدول، آزمون در سطح اعتماد 99 درصد معنادار بوده و حدود 96 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط مدل توضیح داده شده است. همچنین نتایج حاکی از آن است که با افزایش تولید ناخالص داخلی کشور صادرکننده (GDPi) و واردکننده (GDPj)، مقدار صادرات متقابل دو کشور افزایش می­یابد. این یافته منطبق با تئوری است و نشان می­دهد که با افزایش تولید ناخالص داخلی کشورها، ساختار صادرات آنها افزایش و در نتیجه همگرایی در منطقه شدت گرفته است.

شاخص لیندر متغیر دیگری است که وارد مدل شده است. همانگونه که توضیح داده شد، انتظار می­رفت ضریب این متغیر منفی باشد، اما نتیجه نشان می­دهد که با افزایش شکاف درآمد سرانه کشورها، جریان صادرات آنها افزایش یافته است. این یافته منطبق با نظریه هکشر-اوهلین بوده و نظریه لیندر را تایید نمی­کند.

با توجه به اینکه در دوره مورد بررسی دو بحران در سال­های 1998 و 2008 گریبانگیر کشورهای منطقه شده بنابراین دو متغیر مجازی (D2) و (D3) وارد مدل شدند. نتایج برآوردها در ستون دوم جدول (8) آمده است. همانگونه­که اطلاعات این جدول نشان
می­دهد این دو متغیر معنادار نیستند.

ضریب متغیرهای جمعیت دو کشور صادرکننده (Popit) و واردکننده ((Popjt منفی و معنادار هستند. هر چند این یافته منطبق با تئوری جاذبه نیست، اما حکایت از این واقعیت دارد که افزایش جمعیت اثر منفی بر جریانات تجاری دو جانبه داشته است. تحلیل این یافته به همراه اثر مثبت و معنادار شاخص نسبت صادرات کل کشور  iبه صادرات کل کشور j  (Ratioij)، نتایج جالب توجهی را بدست می­دهد.

درواقع ضریب منفی و معنادار دو شاخص جمعیت و ضریب مثبت و معنادار شاخص (Ratioij)، نتیجه پیروی از الگوی توسعه ژاپن در دهه­های 1950، 1960 و 1970 و اتخاذ استراتژی حمایت و تشویق صادرات و جانشینی واردات است، یعنی واردات این کشورها به منظور تأمین نیازهای مصرفی صورت نگرفته تا با افزایش جمعیت، مقدار آن نیز افزایش یابد، بلکه عمده واردات کشورهای این منطقه از یکدیگر، مربوط به کالاهای واسطه­ای بوده که برای تأمین نیازهای بخش صنعت برای صادرات صورت گرفته است. حال کشورهایی که توانسته­اند نسبت به رقبای خود درون منطقه صادرات بیشتری به جهان داشته باشند به کشورهای درون منطقه نیز صادرات بیشتری داشته­اند.

 

جدول (8)- نتایج برآورد مدل جاذبه تعمیم­یافته به روش اثرات ثابت و بررسی آثار بحران­های سال 1998 و سال 2008 بر صادرات متقابل کشورها

متغیر

مقدار ضرایب و مقدار آماره t

مقدار ضرایب و آماره t با در نظر گرفتن دو متغیر مجازی بحران مالی 1998 و 2008

عرض از مبدا

88/27-

(45/6-)

92/27-

(45/6-)

GDP کشور i

93/0

(70/9)

93/0

(71/9)

GDP کشور j

38/1

(23/16)

38/1

(10/16)

جمعیت کشور i

54/0-

(77/1-)

54/0-

(75/1-)

جمعیت کشور j

57/0-

(00/2-)

56/0-

(96/1-)

شاخص لیندر

029/0

(76/1)

029/0

(75/1)

شاخص نسبت صادرات کل کشور i به صادرات کل j

0008/0

(68/1)

0008/0

(65/1)

متغیر مجازی (D2)- بحران سال 1998

-

047/0-

*(69/0-)

متغیر مجازی ( D3) - بحران سال 2008

-

0042/0

*(066/0)

 

96/0

96/0

F

3/353

5/351

* در سطح معناداری 10 درصد نیز معنادار نیست

منبع: یافته‌های تحقیق

 

7- جمع­بندی و نتیجه­گیری

نتایج آزمون­ها حاکی از وجود و افزایش همگرایی اقتصادی در میان 15 کشور مورد مطالعه است. این همگرایی میان شش کشور ژاپن، سنگاپور، هنگ کنگ، بروئنی، کره جنوبی و چین بیشتر از همگرایی میان کل کشورها است. همچنین وقوع بحران­هایی مانند بحران 1997-98 ، بحران 2008 و پدیده تسونامی در ژاپن، تأثیری در همگرایی میان کشورهای شرق آسیا نداشته است. به منظور بررسی نقش ژاپن در ایجاد همگرایی منطقه­ای، همگرایی تک­تک کشورها با ژاپن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که درآمد سرانه همه کشورها، بجز درآمد سرانه کشورهای فیلیپین و مغولستان (به خاطر درآمد سرانه پایین) و ماکائو (بیشتر به خاطر افزایش درآمد سرانه آن پس از سال 2008) به سمت درآمد سرانه ژاپن همگراست.

هر چند در مطالعات مختلف به عوامل درونی مهمی مانند نرخ بالای پس­انداز، گسترش فرهنگ اعتقاد به کار به عنوان ارزشی والا و بکار آمدن دولت­های توسعه­خواه و به عوامل بیرونی مانند سرخوردگی ناشی از نابرابری اقتصادی در درون کشورهای منطقه به خاطر پیشرفت چشمگیر اقتصادی ژاپن، افزایش تجارت خارجی، افزایش سرمایه­گذاری خارجی با انگیزه افزایش تولید ملی و فضای خوب سیاسی (کوهاما، 2003، 1-2) اشاره می­شود، اما بدون تردید اتخاذ استراتژی درست اقتصادی توسط دولت­ها نقش کلیدی در ایجاد رشد اقتصادی پایدار داشته است.

این دولت­ها به طور مشترک استراتژی تشویق صادرات و خلق مزیت نسبی را سرلوحه برنامه­های خود قرار دادند. به همین دلیل وضعیت صادرات متقابل این کشورها به عنوان عامل ایجاد همگرایی در بخش دوم تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از مدل جاذبه مشخص شد که صادرات متقابل کشورهای مورد مطالعه نه فقط با افزایش تولید ناخالص داخلی کشورها بلکه با افزایش نسبی صادرات کل هر کشور به کشورهای منطقه، افزایش می­یابد.

این پدیده ضمن تاکید مجدد بر نقش استراتژی توسعه صادرات در ایجاد همگرایی در کشورهای منطقه نشان می­دهد که همگرایی اقتصادی در کشورهای مورد اشاره به میزان قابل ملاحظه تحت تاثیر بکارگیری همین استراتژی در بخش کارخانه ای قرار گرفته است.

در انتها تأکید می­شود که مطالعه فوق و بسیاری از مطالعات انجام شده درخصوص نحوه توسعه کشورهای منطقه شرق آسیا حکایت از نقش مدیریت بی­بدیل دولت­ها به عنوان دولت­های توسعه­خواه، در رشد سریع این کشورها داشته است. این دولت­ها توانسته­اند با غلبه بر بسیاری از محدودیت­ها و فقر منابع طبیعی، با همکاری بسیار تنگاتنگ با کشورهای منطقه، زمینه پیشرفت و توسعه اقتصادی خود را فراهم کرده و به نتایج شایان توجهی دست یابند که استفاده از تجربه آنها برای سایر کشورهای درحال توسعه می­تواند راهگشا باشد.

 

منابع

الف- فارسی

احسانی، محمدعلی و امید رنجبر (1386)، «آیا سازمان کنفرانس اسلامی یک باشگاه همگرایی است؟ (تحلیل داده‌های مقطعی و سری زمانی)»، فصلنامه تحقیقات اقتصادی، صص 24-1.

رحیمی بروجردی، علیرضا (1385)، همگرایی اقتصادی، ترتیبات تجاریمنطقه­ایو بازارهای مشترک، انتشارات سمت، تهران.

شکیبایی، علیرضا و حسن شاه­سنایی (1391)، «بررسی همگرایی اقتصادی و همزمانی چرخه‌های تجاری شانگهای»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی، سال دوازدهم، شماره سوم، صص 105-89.

شکیبایی، علیرضا و فاطمه کبری (1388)، «همگرایی اقتصادی در آسیای جنوب غربی»، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره 53، صص 47-23.

 شکیبایی، علیرضا و سعید مریم (1391)، «اثر بحران مالی 2007-2009 بر همگرایی تجاری کشورهای توسعه یافته»، مجله اقتصاد و توسعه، سال نوزدهم، دوره جدید، شماره 4، صص 98-75.

کالیر، پل و دیوید والر (1383)، جهانی شدن، رشد و فقر، ترجمه غلامحسین فیروزفر، انتشارات موسسه آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، تهران.

مکیان، سید نظام الدین و سمانه خاتمی، (1390)، «بررسی همگرایی اقتصادی کشورهای منطقه (2008-1980)»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی، سال یازدهم، شماره 3، صص 135-157.

مهرآرا، محسن، حمید ابریشمی و سید محمدهادی سبحانیان (1390)، «اثرات غیرخطی رشد اقتصادی بر رشد مصرف انرژی در کشورهای عضو اوپک و کشورهای بریک با استفاده از روش حد آستانه»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی ایران، سال شانزدهم، شماره 49، صص 204-177.

نقی‌زاده، محمد (1376)، به سوی قرن 21، اقتصاد ژاپن و توسعه اقتصادی کشورهای آسیایی، چاپ اول، شرکت سهامی انتشار، تهران.

نقی­زاده، محمد (1384)، مبانی تفکرات اقتصادی و توسعه ژاپن، چاپ اول، شرکت سهامی انتشار، تهران.

وثوقی، سعید، تاج محمد شاه­منصوری، محمود شاهسواری و عماد رایان­پور (1390)، «امکان‌سنجی ایجاد ترتیبات تجاری منطقه‌ای بین ایران و کشورهای منطقه آسیای مرکزی»، فصلنامه پژوهش­های بازرگانی، شماره 600، صص 163- 135.

 

ب- انگلیسی

Akamatsu, Kaname(1962), “A Historical Pattern of Economic Growth in Developing Countries”, The Developing Economies, Preliminary Issue(1),March-Auguest

Anderson, E. James (1979), “A Theoretical Foundation for the Gravity Equation” ,The American Economic Review, Vol.69,No.1, 106-116.

Ashrafzadeh, Seyyed Hamid Reza (2005), “Economic Integration of Developing Countries: Application of Gravity Model with Panel Data GMM Method and Convergence”, Quaterly Iranian Economic Research, No. 36, pp. 1-28.

Barro, RJ and Sala-i-Martin, X (1991), ”Convergence Across States and Regions”, Brooking Papers, pp. 107-181.

Bernard, Andrew and Steven N.Durlauf(1996), “Interpreting Test of the Convergence Hypothesis”, Journal of Econometrics, Vol. 71, pp. 161-173.

Carlo, Filippini and Vasco Molini (2003), “The Determinants of East Asian Trade Flows: A Gravity Equation Approach”, Journal of Asian Economic, Vol. 14, pp. 695-711.

Chowdhury,K (2005), “What is Happening to Per Capita GDP in the ASEAN Countries”, Applied Econometrics and International Development , vol.5.

Daisuke, Hiratsuka and Kimura Fukunari (2008), East Asia’s Economic Integration, Progress and Benefit, Palgrave Macmillan, IDE-JETRO.

Deardorff , Alan (1998), The Regionalization of the World Economy, “Determinants of Bilateral Trade: Does Gravity Work in a Neoclassical World, University of Chicago Press (p. 7 - 32)

Guetat, Imene and S. Francisco (2006), “Income Convergence within the MENA Countries: A Panel Unit Root Approach”, The Quarterly Review of Economics and Finance, Vol 46, No. 653-852.

Hunag, Xiaoming (2005), The Rise and Fall of the East Asian Growth System 1951-2000, Rutledge Curzon.

Japan External Trade Organization (2013), Asian International Input-Output Table 2005, Institute of Developing Economies, Japan.

Kohama, Hirohisa (2003), External Factors for Asian Development, Japan Institute of International Affairs, ASEAN Foundation.

Kojima, Kiyoshi( 2000), “The Flying Geese Model of Asian Economic Development: Origin, Theoretical Extensions, and Regional Policy Implications”, Journal of Asian Economics, Vol. 11, No. 4, pp. 375-401

Li, Qing and David Papell (1999), “Convergence of International Output Time Series Evidence for 16 OECD Countries”, International Review of Economics and Finance, Vol. 8, pp. 267-280.

Martinez-Zarzoso, Inmaculada, Felicitas Nowak- Lehmann D. (2003), “Augmented Gravity Model: An Empirical Application to Mercosur-European Trade Flows”, Journal of Applied Economics, Vol. 6, No. 2, pp. 291-316.

Okita, Sabro (1985), “The Flying Geese Pattern of Development”, Report of the Fourth Pacific Economic Cooperation Conference, (pp.18-29), Seoul, Korea, April 29 -May 1.

Park, Yung Chul (2006), Economic Liberalization & Integration in East Asia A Post- crisis Paradigm, Oxford University Press.

World Bank (2013), World Development Indicators Database:.
www.wits.worldbank



* استادیار گروه مطالعات ژاپن، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران، پست الکترونیکی:

prostami@ut.ac.ir

[1] - آمار و اطلاعات مندرج در سه بخش الف، ب و ج برگرفته از کتاب The Rise and Fall of the Asian Growth System (2005)  نوشته هانگ صفحات 206-223 است.

[2]- Historical Sequence and Path-dependence Dynamics

1- در ادبیات اقتصادی، منطقه اقتصادی به شرایطی گفته می­شود که کشورهای عضو منطقه تمام تعرفه‌های گمرکی و سایر محدودیت‌های تجاری را میان خود حذف می‌کنند. البته هر عضو می­تواند با سایر کشورهای غیرعضو تعرفه‌های خاص خود را داشته باشد و از قبل آن منفعت خود را کسب کند.

[4]- Flying Geese Pattern of Development

[5]- Kaname Akamatsu (1896-1974)

[6]- Tinbergen and Hendrix (1962)

[7]- Anderson (1979)

[8]- Bergstrad (1998)

[9]- Helpman and Krugman (1985)

[10]- Quah (1993)

[11]- Galton Fallacy

[12]- Augmented Dickey fuller

[13]- World Development Indicators: WDI

[14]- www.wits.worldbank

[15]- www.timeanddate.com

[16]- Pedron

[17]- Kao

منابع

الف- فارسی

احسانی، محمدعلی و امید رنجبر (1386)، «آیا سازمان کنفرانس اسلامی یک باشگاه همگرایی است؟ (تحلیل داده‌های مقطعی و سری زمانی)»، فصلنامه تحقیقات اقتصادی، صص 24-1.

رحیمی بروجردی، علیرضا (1385)، همگرایی اقتصادی، ترتیبات تجاریمنطقه­ایو بازارهای مشترک، انتشارات سمت، تهران.

شکیبایی، علیرضا و حسن شاه­سنایی (1391)، «بررسی همگرایی اقتصادی و همزمانی چرخه‌های تجاری شانگهای»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی، سال دوازدهم، شماره سوم، صص 105-89.

شکیبایی، علیرضا و فاطمه کبری (1388)، «همگرایی اقتصادی در آسیای جنوب غربی»، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره 53، صص 47-23.

 شکیبایی، علیرضا و سعید مریم (1391)، «اثر بحران مالی 2007-2009 بر همگرایی تجاری کشورهای توسعه یافته»، مجله اقتصاد و توسعه، سال نوزدهم، دوره جدید، شماره 4، صص 98-75.

کالیر، پل و دیوید والر (1383)، جهانی شدن، رشد و فقر، ترجمه غلامحسین فیروزفر، انتشارات موسسه آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی، تهران.

مکیان، سید نظام الدین و سمانه خاتمی، (1390)، «بررسی همگرایی اقتصادی کشورهای منطقه (2008-1980)»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی، سال یازدهم، شماره 3، صص 135-157.

مهرآرا، محسن، حمید ابریشمی و سید محمدهادی سبحانیان (1390)، «اثرات غیرخطی رشد اقتصادی بر رشد مصرف انرژی در کشورهای عضو اوپک و کشورهای بریک با استفاده از روش حد آستانه»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی ایران، سال شانزدهم، شماره 49، صص 204-177.

نقی‌زاده، محمد (1376)، به سوی قرن 21، اقتصاد ژاپن و توسعه اقتصادی کشورهای آسیایی، چاپ اول، شرکت سهامی انتشار، تهران.

نقی­زاده، محمد (1384)، مبانی تفکرات اقتصادی و توسعه ژاپن، چاپ اول، شرکت سهامی انتشار، تهران.

وثوقی، سعید، تاج محمد شاه­منصوری، محمود شاهسواری و عماد رایان­پور (1390)، «امکان‌سنجی ایجاد ترتیبات تجاری منطقه‌ای بین ایران و کشورهای منطقه آسیای مرکزی»، فصلنامه پژوهش­های بازرگانی، شماره 600، صص 163- 135.

 

ب- انگلیسی

Akamatsu, Kaname(1962), “A Historical Pattern of Economic Growth in Developing Countries”, The Developing Economies, Preliminary Issue(1),March-Auguest

Anderson, E. James (1979), “A Theoretical Foundation for the Gravity Equation” ,The American Economic Review, Vol.69,No.1, 106-116.

Ashrafzadeh, Seyyed Hamid Reza (2005), “Economic Integration of Developing Countries: Application of Gravity Model with Panel Data GMM Method and Convergence”, Quaterly Iranian Economic Research, No. 36, pp. 1-28.

Barro, RJ and Sala-i-Martin, X (1991), ”Convergence Across States and Regions”, Brooking Papers, pp. 107-181.

Bernard, Andrew and Steven N.Durlauf(1996), “Interpreting Test of the Convergence Hypothesis”, Journal of Econometrics, Vol. 71, pp. 161-173.

Carlo, Filippini and Vasco Molini (2003), “The Determinants of East Asian Trade Flows: A Gravity Equation Approach”, Journal of Asian Economic, Vol. 14, pp. 695-711.

Chowdhury,K (2005), “What is Happening to Per Capita GDP in the ASEAN Countries”, Applied Econometrics and International Development , vol.5.

Daisuke, Hiratsuka and Kimura Fukunari (2008), East Asia’s Economic Integration, Progress and Benefit, Palgrave Macmillan, IDE-JETRO.

Deardorff , Alan (1998), The Regionalization of the World Economy, “Determinants of Bilateral Trade: Does Gravity Work in a Neoclassical World, University of Chicago Press (p. 7 - 32)

Guetat, Imene and S. Francisco (2006), “Income Convergence within the MENA Countries: A Panel Unit Root Approach”, The Quarterly Review of Economics and Finance, Vol 46, No. 653-852.

Hunag, Xiaoming (2005), The Rise and Fall of the East Asian Growth System 1951-2000, Rutledge Curzon.

Japan External Trade Organization (2013), Asian International Input-Output Table 2005, Institute of Developing Economies, Japan.

Kohama, Hirohisa (2003), External Factors for Asian Development, Japan Institute of International Affairs, ASEAN Foundation.

Kojima, Kiyoshi( 2000), “The Flying Geese Model of Asian Economic Development: Origin, Theoretical Extensions, and Regional Policy Implications”, Journal of Asian Economics, Vol. 11, No. 4, pp. 375-401

Li, Qing and David Papell (1999), “Convergence of International Output Time Series Evidence for 16 OECD Countries”, International Review of Economics and Finance, Vol. 8, pp. 267-280.

Martinez-Zarzoso, Inmaculada, Felicitas Nowak- Lehmann D. (2003), “Augmented Gravity Model: An Empirical Application to Mercosur-European Trade Flows”, Journal of Applied Economics, Vol. 6, No. 2, pp. 291-316.

Okita, Sabro (1985), “The Flying Geese Pattern of Development”, Report of the Fourth Pacific Economic Cooperation Conference, (pp.18-29), Seoul, Korea, April 29 -May 1.

Park, Yung Chul (2006), Economic Liberalization & Integration in East Asia A Post- crisis Paradigm, Oxford University Press.

World Bank (2013), World Development Indicators Database:.
www.wits.worldbank