محمد عظیمزاده آرانی؛ محسن کجوری نفتچالی
چکیده
ویژگیهایی نظیر انحصار طبیعی و صرفههای حاصل از مقیاس در صنایع شبکهای نظیر صنعت برق منجر به این شد تا در اکثر کشورها مالکیت و مدیریت صنایع مذکور به صورت یکپارچه عمودی در اختیار دولت قرار گیرد. چنین نگرشی تا پایان دهه 1980 در اغلب کشورها حاکم بوده است. پیشرفتهای فناورانه در این صنایع از جمله صنعت برق سبب شد تا در دهه 1990، نگرش جدیدی ...
بیشتر
ویژگیهایی نظیر انحصار طبیعی و صرفههای حاصل از مقیاس در صنایع شبکهای نظیر صنعت برق منجر به این شد تا در اکثر کشورها مالکیت و مدیریت صنایع مذکور به صورت یکپارچه عمودی در اختیار دولت قرار گیرد. چنین نگرشی تا پایان دهه 1980 در اغلب کشورها حاکم بوده است. پیشرفتهای فناورانه در این صنایع از جمله صنعت برق سبب شد تا در دهه 1990، نگرش جدیدی در صنعت برق حکمفرما شود. بر اساس این نگرش، صنایع شبکهای ادغام شده عمودی، شامل فعالیتهای متمایزی هستند که ویژگیهای اقتصادی متفاوتی از رقابتپذیر را تا درجاتی از انحصار دارا میباشند و همین امر زمینۀ اصلاحات بخش برق را فراهم نموده است. این مقاله با روشهای تحلیلی ـ توصیفی و مطالعه موردی، مولفههای کلیدی اصلاحات بخش برق و میزان اهمیت توالی آنها را مورد بررسی قرار داده و به واکاوی فرایند اصلاحات بخش برق چین در قالب پنج مرحله مبتنی بر چارچوب نظری پرداخته است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تجربۀ کشور چین در تفکیک تدریجی امور حاکمیتی، تنظیمگری و تصدیگری از یکدیگر، تمرکز زدایی از طریق سازوکار دولتهای استانی و محلی و تجاری سازی شرکتهای دولتی میتواند درسآموختههایی برای صنعت برق ایران به همراه داشته باشد.