ارزیابی توانمندی بانک‌های اسلامی در رقابت با بانک‌های مرسوم از منظر مقایسه کارایی هزینه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار دانشگاه علامه طباطبائی

چکیده

چکیده
رشد بانک‌های اسلامی و ابقای آنها در فضای رقابتی با بانک‌های مرسوم، روندی است که با گذشت حدود نیم ‌قرن از تاسیس اولین بانک اسلامی مشاهده می‌شود. هدف این مطالعه، بررسی کارایی هزینه بانک‌های اسلامی در مقایسه با بانک‌های غیراسلامی است. کشورهای منتخب برای این بررسی به نحوی انتخاب شدند که شامل هر دو نوع بانک بوده و داده‌های مربوط به هر دو نوع بانک در دسترس باشد. کشورهای اردن، امارات، اندونزی، بحرین، ترکیه، عربستان و قطر، حائز شرایط یادشده بوده‌اند. در مقاله حاضر با استفاده از داده‌های پانل در قالب مدل مرز تصادفی (SFA) در دوره زمانی 1999 تا 2006 میلادی نشان داده شد که یکی از دلایل رشد بانکداری اسلامی و استقبال کشورها از آن، می‌تواند کارایی بالاتر بانک‌های اسلامی باشد، زیرا طی دوره مورد بررسی، میانگین کارایی بانک‌های اسلامی (2/90 درصد) بیش از بانک‌های غیراسلامی (9/84 درصد) بوده است. بررسی بین کشوری نیز نشان می‌دهد کارایی بانک‌های اسلامی در کشورهای امارات، اندونزی، بحرین و عربستان بیش از کارایی بانک‌های مرسوم بوده، اما در کشورهای اردن، ترکیه و قطر این‌گونه نبوده است.
 
طبقه‌بندی JEL: G21, D61, C23
کلیدواژه‌ها: بانک‌های اسلامی، بانک‌های مرسوم، کارایی هزینه، مدل مرز تصادفی (SFA)، داده‌های پانل

کلیدواژه‌ها


ارزیابی توانمندی بانکهای اسلامی در رقابت با بانک‌های مرسوم از منظر مقایسه کارایی هزینه

سمیه خطیبی* و علی‌اصغر سالم**

 

تاریخ دریافت: 8/2/1394                           تاریخ پذیرش: 6/4/1394

چکیده

رشد بانک‌های اسلامی و ابقای آنها در فضای رقابتی با بانک‌های مرسوم، روندی است که با گذشت حدود نیم ‌قرن از تاسیس اولین بانک اسلامی مشاهده می‌شود. هدف این مطالعه، بررسی کارایی هزینه بانک‌های اسلامی در مقایسه با بانک‌های غیراسلامی است. کشورهای منتخب برای این بررسی به نحوی انتخاب شدند که شامل هر دو نوع بانک بوده و داده‌های مربوط به هر دو نوع بانک در دسترس باشد. کشورهای اردن، امارات، اندونزی، بحرین، ترکیه، عربستان و قطر، حائز شرایط یادشده بوده‌اند. در مقاله حاضر با استفاده از داده‌های پانل در قالب مدل مرز تصادفی (SFA) در دوره زمانی 1999 تا 2006 میلادی نشان داده شد که یکی از دلایل رشد بانکداری اسلامی و استقبال کشورها از آن، می‌تواند کارایی بالاتر بانک‌های اسلامی باشد، زیرا طی دوره مورد بررسی، میانگین کارایی بانک‌های اسلامی (2/90 درصد) بیش از بانک‌های غیراسلامی (9/84 درصد) بوده است. بررسی بین کشوری نیز نشان می‌دهد کارایی بانک‌های اسلامی در کشورهای امارات، اندونزی، بحرین و عربستان بیش از کارایی بانک‌های مرسوم بوده، اما در کشورهای اردن، ترکیه و قطر این‌گونه نبوده است.

 

طبقه‌بندی JEL: G21, D61, C23

کلیدواژه‌ها: بانک‌های اسلامی، بانک‌های مرسوم، کارایی هزینه، مدل مرز تصادفی (SFA)، داده‌های پانل


 

1- مقدمه 

بانکداری اسلامی، یکی از اجزای مهم در سیستم مالی اسلامی محسوب شده و به لحاظ تاریخی اولین جزء از این سیستم بوده که در عالم واقع اجرا شده است. سایر نهادها برای تکمیل سیستم مالی اسلامی از دهه 80 میلادی به بعد معرفی شده‌اند.

انگیزه اولیه برای ایجاد بانک اسلامی، عمل به دستورات شریعت و به طور مشخص کنار گذاشتن نرخ بهره بود که طبق تعالیم اسلامی، حرام است. سایر ملاحظات از جمله لحاظ صور مختلف قراردادهای مجاز بر طبق شریعت، تاسیس نهادهای نظارتی و ایجاد نهادهای مالی اسلامی در سطح بین‌المللی اهدافی بود که بعدها به منظور تکمیل زنجیره مالی اسلامی، مورد توجه قرار گرفت.

وجود رقیبی به نام بانک‌های مرسوم[1] که فعالیت آنها در حوزه بانکداری بالغ بر چندین قرن می‌شود، موفقیت در تاسیس بانک‌های اسلامی و ابقای آنها در حوزه بانکداری را با تردید روبه‌رو ساخت، اما در نهایت اولین بانک اسلامی به نام میت ‌غمر[2] در سال 1963 میلادی در مصر توسط احمد النجار و به صورت بانک پس‌اندازی ایجاد شد. برای اولین بار در این بانک، نرخ سود کنار گذاشته شده و اساس آن بر تقسیم سود و زیان قرار گرفت.[3] پس از آن بنگاه پس‌انداز مسلمانان زائر[4] در مالزی ایجاد شد که وظیفه آن، کمک به زوار خانه خدا بود. [5] سپس بانک‌های دیگری مانند بانک ناصر در قاهره (1972)، بانک اسلامی دبی (1975)، بانک اسلامی فیصل در سودان و مصر (1977) و بانک اسلامی بحرین (1979) تاسیس شدند.[6]

اگرچه 50 سال از تاسیس اولین بانک اسلامی می‌گذرد، اما این بانک‌ها توانسته‌اند در فضای رقابتی با بانک‌های مرسوم باقی بمانند. در حال حاضر، ارائه خدمات مالی اسلامی صرفا منحصر به کشورهای مسلمان نیست و در بسیاری از کشورها، بانک اسلامی به صورت مجزا وجود دارد و یا اینکه به نحوی مثلا از طریق تخصیص فضایی در بانک‌های مرسوم، خدمات مالی اسلامی ارائه می‌شود.

این مساله نشان می‌دهد که ابزارها و خدمات ارائه شده در چارچوب اسلامی توانسته دیگران را تشویق به فعالیت در این حوزه کند. برخی صاحبنظران اذعان می‌دارند که استقبال از بانک‌های اسلامی و یا ارائه خدمات مالی اسلامی تنها در چارچوب ملاحظات ایدئولوژیک معنادار است و کشورها برای جلب مشتریان مسلمان و جذب منابع مالی آنان، چنین اقداماتی را صورت می‌دهند. اما برخی دیگر معتقدند موفقیت بانک‌های اسلامی در رقابت با بانک‌های مرسوم باعث جلب اعتماد سایرین در ارائه خدمات مالی اسلامی شده است.

در این مقاله سعی بر آن است تا گزاره‌های نامبرده به نحوی مورد ارزیابی قرار گیرد. شاخص مورد استفاده در این مقاله، کارایی هزینه بانک‌ها و مقایسه آن میان بانک‌های اسلامی و غیراسلامی است. این شاخص به دو دلیل انتخاب شده است؛ اول آنکه هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی عملکرد کلی بانک‌های اسلامی با بانک‌های مرسوم است، از این رو نمی‌توان از مقایسه نسبت‌های مالی مختلف همچون سهم تسهیلات، سهم سپرده‌ها، نسبت درآمد به هزینه و نظایر آن در بانک‌های اسلامی و بانک‌های مرسوم استفاده کرد، زیرا هر یک از این نسبت‌ها، جنبه‌ای از ابعاد مختلف فعالیت را نشان می‌دهد، اما شاخص کارایی می‌تواند تصویر کلی از نتایج فعالیت را نشان دهد. درباره این مطلب، در بخش دوم مقاله توضیحات بیشتری داده می‌شود. دوم آنکه بانک‌های اسلامی و بانک‌های مرسوم (اگرچه با اهداف مختلف) هر دو ملزم به حداقل‌کردن هزینه‌ها هستند. حداقل‌سازی هزینه برای بانک‌های اسلامی از این منظر اهمیت می‌یابد که طبق اصول اسلامی، اسراف و هدررفت منابع به هیچ‌وجه مجاز نیست. در بانک‌های مرسوم نیز از منظر دستیابی به حداکثر سود به عنوان تنها هدف، این مساله مورد توجه قرار گرفته است.

دوره مورد بررسی در این مقاله از 1999 تا 2006 میلادی انتخاب شده، زیرا در این دوره از یک سو بانک‌های اسلامی چندان تازه‌کار به حساب نمی‌آیند، بلکه تجربه‌ای 20 تا 30 ساله به دست آورده‌‌اند، از این رو می‌توان عملکرد آنها را با بانک‌های غیراسلامی که از لحاظ تجربی با سابقه‌تر هستند، مقایسه کرد. از سوی دیگر در این دوره زمانی، داده‌های کافی برای بررسی در دسترس قرار دارد.

مقاله حاضر علاوه بر مقدمه فوق، در چهار بخش ارائه شده است؛ در بخش دوم با توجه به شاخص مورد ارزیابی در این مقاله، روش‌های مختلف ارزیابی کارایی به لحاظ نظری تبیین و روش مورد استفاده در این مقاله نیز توضیح داده خواهد شد. در بخش سوم مقاله، مختصری از برخی مطالعات بیان خواهد شد که با زمینه‌ای مشابه با مطالعه حاضر به بررسی کارایی بانک‌ها پرداخته‌اند. با توجه به اینکه روش‌های سنجش کارایی به اختصار در بخش دوم مقاله توضیح داده‌ شده، درک جایگاه مطالعات صورت گرفته و نیز مطالعه حاضر سهل‌تر خواهد بود. در بخش چهارم مقاله، داده‌های مورد نیاز جهت برآورد مدل معرفی شده و سپس تخمین و نتایج حاصل از آن، مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهد گرفت. بخش پایانی مقاله نیز به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری اختصاص می‌یابد.

 

2- روش‌های ارزیابی کارایی

در مباحث نظری، تعاریف متعددی از کارایی بیان شده است، اما در همه این تعاریف، مفهوم واحدی حاکم است و آن عبارت است از «تخصیص مطلوب منابع» که بیانگر استفاده حداکثر از منابع و یا تحمل حداقل هزینه با فناوری موجود است.

در تعریف نظری، کارایی به صورت نسبت حداقل هزینه ممکن به هزینه تحقق یافته برای ارائه میزان مشخص ستانده در مقایسه با سایر واحدهای موجود در آن صنعت در نظر گرفته می‌شود.

هنگامی که بنگاه در تولید محصولات با استفاده از منابع، بهینه عمل کند و منابع را با توجه به قیمت‌های آنها به بهترین شیوه با هم ترکیب کند به لحاظ نظری گفته می‌شود که از «کارایی در سطح واحد» برخوردار است. این مفهوم برای اولین بار توسط فارل[7] مطرح شد که کارایی را به دو بخش تقسیم می‌کرد؛  الف) کارایی فنی[8] (TE) که منظور، توانایی یک بانک در تولید حداکثر محصول از منابع مشخص و یا تولید محصولی معین از حداقل منابع است. ب) کارایی تخصیصی[9] (AE) که منظور، استفاده بهینه از نهادها با توجه به قیمت‌های نسبی آنهاست. از حاصلضرب کارایی فنی در کارایی تخصیصی، کارایی اقتصادی[10] (EE) نتیجه خواهد شد. این مطالب را می‌توان با استفاده از نمودار (1) توضیح داد.

 

نمودار 1- منحنی تولید یکسان و تعریف کارایی بر اساس دیدگاه فارل

 

d

 

c

 

b

 

O

 

y=1

 

x1/y

 

x2/y

 

 

در نمودار (1)، بنگاهی فرض شده که با دو نهاده، یک محصول مشخص را تولید می‌کند. فرض کنیم که جایگاه اولیه این بنگاه در نقطه d باشد. آنگاه با توجه به منحنی تولید یکسان y، کارایی فنی بنگاه برابر با Oc/Od است. هر چه فاصله میان نقاط c و d بیشتر باشد آنگاه کارایی فنی، کاهش بیشتری خواهد داشت. کارایی تخصیصی بنگاه نیز معادل Ob/Oc خواهد بود. هر چه فاصله میان نقاط b و c بیشتر باشد آنگاه کارایی تخصیصی نیز کاهش بیشتری خواهد داشت. طبق تعریف، کارایی اقتصادی برابر است با رابطه (1):

(1)                                                                                                 EE=TE×AE

                                                 EE=(Oc/Od) × (Ob/Oc)=Ob/Od

هرچه فاصله میان نقاط b و d کمتر باشد آنگاه کارایی اقتصادی بیشتر خواهد بود.

برآورد آنچه به اجمال در نمودار (1) عنوان شد، مستلزم آن است که بتوان مرزی را به عنوان شاخص (تولید، هزینه یا سود) تخمین زد، سپس جایگاه واقعی بنگاه را بر اساس آن سنجید. در این خصوص، مدل‌های مختلفی تاکنون مطرح شده که می‌توان آنها در قالب دو دسته کلی بررسی کرد؛ مدل‌های ناپارامتریک و مدل‌های پارامتریک.

در مدل‌های ناپارامتریک یا همان تحلیل پوششی داده‌ها (DEA)[11]، تابع مرزی از یک برنامه‌ریزی خطی به دست می‌آید بدون آنکه فرم تابعی خاصی به این تابع تحمیل شود و عملکرد بنگاه‌های مورد بررسی با بهترین عملکرد در همان گروه مقایسه می‌شود. به عبارت دیگر، کارایی نسبی بنگاه‌ها به دست می‌آید و در این میان، بنگاهی که نسبت به سایرین عملکرد بهتری داشته باشد، بنگاهی کارآ خواهد بود.

در مقابل، مدل‌های پارامتریک قرار دارند که آنها را می‌توان به دو زیرمجموعه تقسیم کرد: روش‌های مرزی قطعی و روش‌های مرزی تصادفی[12]. ایگنر و چاو (1968)[13] مبدع روش‌های مرزی قطعی بودند. مدل پارامتری را می‌توان به صورت رابطه (2) در نظر گرفت:

(2)                                                                                                 

که در آن y عبارت است از محصول به دست آمده و x عبارت است از بردار غیرتصادفی نهاده‌ها و β نیز بردار پارامترهای نامعلوم است. εنیز جزء خطای یکطرفه است که مشخص‌کننده وضعیت بنگاه روی تابع تولید مرزی یا زیر آن بوده و در واقع نشان‌دهنده ناکارایی است. اشکال این روش در آن است که اجازه نمی‌دهد تولید بنگاه، بالاتر از مرز برآوردی قرار گیرد و کل تفاوت موجود میان مرز برآوردی وتولید واقعی را به عدم کارایی بنگاه نسبت می‌دهد. برای حل این اشکال، مدل‌های مرزی تصادفی ایجاد شدند.

در رویکرد مرزی تصادفی که به عنوان رویکرد مرزی اقتصادسنجی نیز شناخته شده است، فرم تابعی برای هزینه، سود یا رابطه تولیدی بین ورودی‌ها و خروجی‌ها و عوامل محیطی تصریح می‌شود و خطاهای تصادفی نیز در نظر گرفته می‌شود. در این رویکرد فرض می‌شود که انحرافات تشخیص داده شده از مرز یا به واسطه ناکارایی و یا به علت نوسانات اتفاقی و یا به علت هر دوی این عوامل بوده‌است. این رویکرد در واقع یک مدل خطای ترکیب را فرض می‌کند که در آن عدم کارایی‌ها توزیعی نامتقارن را دنبال می‌کنند و این توزیع معمولاً نیمه نرمال است در حالی که خطاهای تصادفی رگرسیون دارای توزیع متقارن و نرمال است.

توابعی که در رویکرد مرزی تصادفی مورد استفاده قرار می‌گیرند، بستگی به نوع کارایی مورد برآورد (کارایی فنی و اقتصادی) دارد. در این رویکرد، توابع تولید مرزی تصادفی برای برآورد کارایی فنی بکار می‌رود در حالی که توابع هزینه مرزی تصادفی به تخمین کارایی اقتصادی می‌پردازد. ساختار کلی مدل برای توابع هزینه به صورت رابطه (3) است:

(3)

که در آن  هزینه تولید بنگاه iام،  میزان محصول،  بردار قیمت عوامل تولید،  بردار پارامترها، ‌ جزء اخلال تصادفی به منظور محاسبه تأثیرات متغیرهای غیر قابل کنترل و حذف شده یا خطای اندازه‌گیری و... و ‌ جمله خطای یک طرفه با توزیع نیمه نرمال یا نرمال منقطع و مشخص‌کننده میزان ناکارایی است. جزء  در تابع هزینه نشان می‌دهد که بنگاه iام به دلیل عدم تخصیص بهینه منابع، تا چه اندازه فراتر از حداقل هزینه فعالیت می‌کند.

در این الگو با فرض مستقل بودن u و v، می‌توان ضرایب ، واریانس u و واریانس v را برآورد کرد. هر فرضی در مورد توزیع u به آن معنی است که جمله خطای مرکب (u+v) دارای چولگی منفی بوده و این نکته، یک ویژگی‌ مهم توابع مرزی تصادفی است. اگر εi=vi+ui باشد، آنگاه تخمین OLS از الگو صرفا برای پارامترها سازگار بوده و برآوردها از جمله ثابت مدل و نیز جملات اختلال، اریب خواهد بود، زیرا iε نامتقارن است.[14]

با توجه به اینکه در برآورد کارایی بر خلاف دیگر مدل‌ها، تخمین پارامترها هدف اصلی نیست برای تخمین کارایی از روش حداکثر درستنمایی استفاده می‌شود. به این صورت که ضرایب تخمین زده شده از OLS در مدل قرار داده می‌شود و با استفاده از روش حداکثر درستنمایی به تخمین جمله ثابت و نیز واریانس جملات اختلال پرداخته می‌شود. در این مرحله است که نحوه توزیع u مهم می‌شود.[15]

بعد از این مرحله می‌توان بر اساس ، به برآورد کارایی پرداخت. مطالعات ماسن و بروک (1977)[16]، باتیس و کورا (1977)[17]، جاندرو، لاول، ماتروف، اشمیت (1982)[18] و مطالعات باتیس و کوئلی (1988) و (1992) و (1995)[19] از جمله مطالعات پایه‌ای است که هر یک با انتخاب فرضی درباره جمله اختلال یکطرفه (عدم کارایی) و چگونگی رفتار آن، به مدل‌های مختلفی دست یافته‌اند.

به دلیل انعطاف‌پذیری مدل مرز تصادفی و دقت بالاتر آنها در تخمین کارایی نسبت به روش تحلیل پوششی داده‌ها در مطالعه حاضر از این روش استفاده می‌شود. در نتیجه به عنوان نمونه، الگوی باتیس و کوئلی (1992) برای محاسبه تابع حداکثر راستنمایی و کارایی ارائه می‌شود.

الگوی باتیس و کوئلی

در مدل باتیس و کوئلی، توزیع جزء عدم کارایی به صورت متغیر تصادفی نرمال منقطع در صفر[20] است و به صورت سیستماتیک با زمان تغییر می‌کند. داده‌ها به صورت پانل در این الگو استفاده شده‌اند. الگوی نامبرده به صورت رابطه (5) است:

(5)                               

که در آن  متغیر تصادفی با توزیع نرمال است و  که  متغیر تصادفی مثبت نرمال منقطع در صفر بوده و  پارامتری است که باید تخمین زده شود. در نهایت تابع حداکثر راستنمایی در شکل لگاریتمی به صورت رابطه (6) است:

(6)             

که در آن داریم:

(7)          

 

 


تابع توزیع تجمعی متغیر تصادفی نرمال استاندارد

 

که

(8)                                                                                                 

 

 

 

3- مرور مطالعات صورت گرفته

بررسی کارایی بانک به عنوان ابزاری برای مقایسه عملکرد بانک‌های مختلف دارای سابقه طولانی است و در این خصوص مطالعات زیادی وجود دارد که می‌توان از باب نمونه به موارد زیر اشاره کرد.

آریس و همکاران (2007)[21] با استفاده از روش مرزی غیرپارامتریک به این جمع‌بندی رسیدند که از میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، بانک‌های عمان به طور متوسط بالاترین کارایی را دارند و بانک‌های عربستان سعودی از کمترین کارایی برخوردارند. همچنین بانک‌ها در کشورهای قطر و امارات نه تنها کارایی بالایی ندارند، بلکه به عملکرد نامناسب خود به همان روال قبلی ادامه می‌دهند.

کاسمن و یلدیریم (2006)[22] هشت کشور از کشورهای اروپای مرکزی و شرقی را انتخاب و کارایی هزینه و سود را در دوره 1995 تا 2002 میلادی با استفاده از روش مرز تصادفی محاسبه کردند. میانگین کارایی هزینه برابر با 793/0 و میانگین کارایی سود برابر با633/0 بود. از نتایج این مطالعه آن بود که بانک‌های خارجی عملکرد کاراتری را در مقایسه با بانک‌ها داخلی داشتند.

خداداد کاشی و حاجیان (1392) بررسی کارایی هزینه در 10 بانک دولتی و 4 بانک خصوصی را در ایران طی سال‌های 1380 تا 1386 با استفاده از مدل مرز تصادفی مورد ملاحظه قرار دادند. نتایج محاسبات نشان می‌داد متوسط ناکارایی هزینه‌ای از 22 درصد در سال 1380 به 37 درصد در سال 1386 افزایش یافته و میزان ناکارایی بانک‌های خصوصی کمتر از بانک‌های دولتی بوده است.

شفیعی (1389) در رساله دکتری خود برای محاسبه هزینه اجتماعی انحصار در صنعت بانکداری ایران، ابتدا به محاسبه کارایی 11 بانک دولتی و 6 بانک‌های خصوصی طی سال‌های 1375 تا 1387 می‌پردازد و با بکارگیری روش مرز تصادفی به این نتیجه دست می‌یابد که بانک‌های خصوصی از کارایی بالاتری نسبت به بانک‌های دولتی برخوردار هستند.

ابریشمی و همکاران (1386) به بررسی کارایی هزینه‌ای در بانک ملت طی سال‌های 1370 تا 1382 پرداختند و از تابع هزینه مرزی تصادفی استفاده کردند. محاسبات مربوط به کارایی هزینه‌ای نشان داد که نسبت هزینه کل انجام شده به حداقل هزینه کل بانک به طور متوسط 07/1 است، از این رو بانک ملت طی دوره فوق، تنها با هفت درصد ناکارایی هزینه‌ای مواجه بوده است.

مطالعات دیگری وجود دارد که به طور خاص به بررسی کارایی بانک‌های اسلامی در مقابل بانک‌های غیراسلامی می‌پردازد که به اختصار به برخی از آنها اشاره می‌شود:

سریری (2010)[23] کارایی سود و هزینه را با استفاده از تحلیل مرز تصادفی طی دوره 1999 تا 2007 میان 71 بانک تجاری در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که بانک‌های مرسوم، کاراتر هستند. همچنین بانک‌ها در منطقه خلیج فارس در کسب سود در مقایسه با کنترل هزینه، کارآتر بوده‌اند.

محمد و همکاران (2008) در مطالعه خود برای ارزیابی کارایی بانک‌های اسلامی از روش مرز تصادفی استفاده کرده و طی سال‌های 1990 تا 2005 نشان داده‌اند که بانک‌ها به طور متوسط در به دست‌آوردن سود کاراتر عمل کرده‌‌اند و ثبات در کارایی هزینه کمتر بوده است. همچنین تفاوت معناداری میان کارایی بانک‌های اسلامی و بانک‌های مرسوم وجود ندارد.

المحرمی (2008)[24] با بررسی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و با کاربست تحلیل پوششی داده‌ها طی دوره 1993 تا 2002 به این جمع‌بندی رسید که کارایی بانک‌های اسلامی بیشتر از کارایی بانک‌های غیراسلامی است.

مختار و همکاران (2006)[25] بررسی خود را محدود به بانک‌های اسلامی و غیراسلامی در کشور مالزی کرده و با استفاده از مدل مرزی تصادفی به بررسی کارایی بانک‌ها در دوره 1997 تا 2003 پرداختند. آنها نشان دادند که کارایی هزینه در بانک‌های اسلامی طی دوره مورد بررسی در حال افزایش بوده حال آنکه کارایی بانک‌های غیراسلامی تغییر خاصی نداشته، اما سطح کارایی بانک‌های اسلامی از بانک‌های غیراسلامی در مجموع کمتر بوده است. همچنین بانکی که صرفا یک بانک اسلامی است، کارایی بیشتری را در مقابل واحدهایی (پنجره‌های خدمات اسلامی) دارد که در سایر بانک‌ها به ارائه خدمات مالی اسلامی می‌پردازند. همچنین پنجره‌های خدمات اسلامی در بانک‌های خارجی کاراتر از بانک‌های داخلی بوده است.

کزج نادری و صادقی (1382) بررسی کارایی بانک‌های غیرربوی و بانک‌های ربوی را با استفاده تحلیل پوششی داده‌ها به انجام رساندند. به این منظور 41 بانک اسلامی در سال 2000 میلادی و 46 بانک اسلامی در سال 2001 میلادی انتخاب شد و بانک‌های کارا از میان این مجموعه مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد 46 بانک ربوی نیز انتخاب شد و کارایی آنها در مقایسه با بانک‌های غیرربوی در سال 2001 مقایسه شد. نتایج نشان می‌دهد آن دسته از بانک‌های غیرربوی که در رقابت با بانک‌های ربوی بوده‌‌اند کارایی بالاتری نسبت به سایر بانک‌های غیرربوی داشته‌‌‌اند.

با توجه به اینکه ایران پس از انقلاب اسلامی، سیستم بانکی خود را بر اساس بانکداری اسلامی تنظیم کرده است، کسب اطلاعات از وضعیت سایر بانک‌های اسلامی می‌تواند راهگشا باشد. مطالعات داخلی زیادی درباره بررسی تطبیقی کارایی میان بانک‌های اسلامی و غیراسلامی وجود ندارد. در مطالعه حاضر از مدل مرز تصادفی استفاده شده که در مطالعات قبلی کمتر مورد توجه بوده است. همچنین در برخی مطالعات، به منظور تخمین مرز به جای برخی متغیرها از جایگزین‌هایی استفاده شده که این موارد، دقت تخمین را پایین می‌آورد.[26]

در این مطالعه سعی شده تا اطلاعات درباره متغیرها در حد امکان به طور کامل کسب شود تا تخمین‌ها از دقت بالاتری برخوردار شوند. از دیگر ویژگی‌های این مقاله آن است که اطلاعات صرفا برای کشورهایی جمع‌آوری شده که دارای هر دو نوع بانک هستند.

 

4- داده‌ها، تخمین و نتایج برآوردها

استفاده از روش کارایی به عنوان شاخصی برای ارزیابی عملکرد، ضرورت انتخاب نهاده‌ها و ستانده‌ها را مشخص می‌سازد. در این مقاله از رویکرد واسطه‌ای بانک استفاده شده است به این معنا که بانک به عنوان واسطه مالی، منابع را از سپرده‌گذاران و سایر وام‌دهندگان جمع‌آوری کرده و آنها را تبدیل به دارایی همچون وام، اوراق بهادار و سایر سرمایه‌گذاری‌ها می‌کنند. در نتیجه نیروی انسانی، سرمایه و منابع جمع‌آوری شده در گروه نهاده و دارایی‌ها نیز در گروه ستاده قرار می‌گیرد.

اطلاعات مورد نیاز برای انجام این مطالعه از پایگاه بنک‌اسکوپ[27] استخراج شده است. این پایگاه داده‌ای، اطلاعات ریز و ترازنامه‌‌ای بانک‌ها را جمع‌آوری کرده است بنابراین جهت انجام بررسی‌های گوناگون، مرجع بسیاری از مقالات و تحقیقات علمی قرار گرفته است. در این پایگاه، پس از جمع‌آوری اطلاعات، داده‌ها در قالب الگوی واحدی دسته‌بندی می‌شود که به آن الگوی جامع[28] گفته می‌شود و در شش بخش تنظیم شده است: صورت وضعیت درآمدی[29]، ترازنامه[30]، نسبت‌ها[31]، داده‌های مرجع[32]، موارد اضافی در صورت وضعیت درآمدی[33] و موارد اضافی در ترازنامه و خارج از ترازنامه[34].

برای انتخاب بانک‌ها و کشورهای هدف، دو شرط در نظر گرفته شده است؛ اول آنکه داده‌های نهاده و ستانده برای سال مورد نظر و برای هر بانک، به طور کامل وجود داشته باشد. دوم آنکه در نهایت کشور مورد بررسی دارای هر دو نوع بانک اسلامی و غیراسلامی باشد. ایران با توجه به آنکه سیستم بانکداری خود را بر اساس قانون بانکداری بدون ربا تنظیم کرده، فاقد بانک‌های مرسوم است. همچنین سنگاپور تنها یک بانک اسلامی را در فهرست داشت که داده‌های آن به طور کامل وجود نداشت. در نتیجه این دو کشور و کشورهای مشابه از مطالعه حاضر کنار گذاشته شده‌اند.

پس از جمع‌آوری داده‌ها و پردازش آنها کشورهای اردن، امارات، اندونزی، بحرین، ترکیه، عربستان و قطر دو شرط پیش‌گفته را احراز کرده و بنابراین به عنوان مجموعه مرجع برای انجام محاسبات در نظر گرفته شده‌اند.

کارایی بانک‌ها با استفاده از تخمین مرز تصادفی برای تابع هزینه با استفاده از پانل نامتوازن به دست خواهد آمد. تابع ترانسلوگ نسبت به سایر صور تابعی، از انعطاف‌پذیری بیشتر برخوردار بوده و با محدودیت کمتری به لحاظ تحمیل برخی قیود مانند کشش و بازده نسبت به مقیاس روبروست. از این رو در میان سایر توابع، این تابع انتخاب می‌شود. با توجه به آنکه تابع هزینه، معیار محاسبه کارایی است صورت کلی آن برای n ستانده و m

نهاده به شکل رابطه (9) است:

(9)

 

در فرمول فوق، Y میزان ستانده، P قیمت نهاده، t زمان مشاهده و t*نیز عبارت از زمان مرجع است. ورود این متغیر به الگو تبیین‌کننده اثر پیشرفت فنی خواهد بود. شرط لازم و کافی برای آنکه تابع هزینه، همگن خطی[35] از قیمت نهاده‌ها باشد آن است که این قیود باید در برآورد تابع هزینه لحاظ شود.

داده‌های مورد نیاز در مقاله حاضر، عبارت است از وام‌های اعطایی (1O)، سرمایه‌گذاری (2O) و موارد خارج از ترازنامه (3O)که ماهیتی شبیه سرمایه‌گذاری دارد و برای بانک دارای بازده است لکن در ترازنامه بانک‌ها اظهار نمی‌شود. داده‌های مربوط به وام (1O) تحت عنوان Gross Loan در مجموعه داده‌ها قرار دارد.

متغیری تحت عنوان سرمایه‌گذاری (2O) در فهرست داده‌ها موجود نیست بلکه در بخش ترازنامه، زیربخشی به عنوان دارایی‌های درآمدزا وجود دارد که شامل وام‌های اعطایی و سایر ابزارها از جمله اوراق، سرمایه‌گذاری در دارایی‌ها و سایر دارایی‌های درآمدزا می‌شود، از این رو برای محاسبه کلیه این موارد، وام‌های اعطایی از کل دارایی‌های درآمدزا کسر شده است.

موارد خارج از ترازنامه (3O) نیز شامل تعهداتی می‌شود که برای بانک دربردارنده کارمزد و در نتیجه درآمد است، اما به دلیل آنکه این موارد تعهدات بوده و در ابتدای امر، مسئولیت و یا پرداختی را از سوی بانک شامل نمی‌شود و تنها در شرایط بروز اتفاقی اجرا خواهد شد در ترازنامه بانک اظهار نمی‌شود.

هیچ‌یک از ارقام مربوط به قیمت نهاده‌ها به طور مستقیم، در پایگاه داده‌ای وجود ندارد بلکه باید آنها را بر اساس داده‌ها محاسبه کرد. قیمت نیروی کار (1P)، داده‌ای است که در واقع سرانه هزینه نیروی کار بر اساس آن برآورد می‌شود و از تقسیم مخارج پرسنلی[36] (شامل دستمزد، مزایا، مخارج تامین اجتماعی، مخارج بازنشستگی و امثال آن می‌شود) بر تعداد نیروی کار به دست می‌آید.

دومین متغیر در بخش نهاده، قیمت دارایی‌های ثابت (2P) است. قیمت سرانه دارایی‌های ثابت[37] نیز از تقسیم دارایی‌های ثابت بر مخارج استهلاک محاسبه می‌شود. مخارج مرتبط با استهلاک و سایر هزینه‌های مشابه در متغیری به نام سایر مخارج عملیاتی[38] مشخص شده است.

سومین متغیر نهاده‌ای نیز عبارت از قیمت منابع مالی در اختیار بانک (3P) است که از حاصل تقسیم هزینه تامین منابع بر منابع کل[39] حاصل می‌شود. منابع کل شامل سپرده‌ها، منابع قرض گرفته شده در کوتاه‌مدت و بلندمدت و سایر تعهدات تجاری است.

آخرین متغیر عبارت از هزینه کل[40] است که شامل کلیه مخارج صورت گرفته در اداره بانک می‌شود و هزینه‌های عملیاتی و غیر آن را در بر می‌گیرد. این متغیر به طور مستقیم در الگوی جامع قرار ندارد، بلکه از مجموع دو متغیر کل مخارج تامین مالی و کل مخارج غیرمالی محاسبه می‌شود.

از آنجا که در تابع ترانسلوگ از لگاریتم طبیعی ارقام استفاده می‌‌شود به منظور سهولت، از نوشتن لگاریتم طبیعی صرف نظر می‌کنیم. به عنوان مثال، منظور از 3P همان 3P ln است. در نتیجه معادله نهایی جهت تخمین به صورت رابطه (10) خواهد بود:

(10)

متغیر t در معادله بالا به این صورت محاسبه شده که برای دوره زمانی 1999 تا 2006 میلادی، مبدا زمانی 1998 در نظر گرفته شده است. تخمین الگو با لحاظ قیود توسط نرم‌افزار استتا[41] صورت گرفته که خلاصه نتایج به شرح جدول (1) است.

هدف نهایی در تخمین تابع هزینه، محاسبه کارایی‌ها بر اساس برآورد u است. با توجه به آنکه تخمین تابع هزینه با روش حداکثر درستنمایی صورت گرفته، در نتیجه می‌توان از تخمین جملات اختلال، به نتایجی درباره کارایی دست یافت.

نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد کارایی بانک‌های اسلامی طی دوره 1999 تا 2006 میلادی برابر با 2/90 درصد و کارایی بانک‌های غیراسلامی در این دوره برابر با 9/84 درصد بوده است. اختلاف میان ارقام کارایی هزینه به وضوح نشان می‌دهد که کارایی بانک‌های اسلامی در مقایسه با بانک‌های غیراسلامی بیشتر بوده است. این در حالی است که سابقه فعالیت بانک‌های غیراسلامی بسیار طولانی است و بانک‌های اسلامی، نوپا هستند.

 

 

 

جدول (1)- نتایج برآورد تابع هزینه مرزی تصادفی در بانک‌های کشورهای منتخب

متغیر

ضریب

P value

متغیر

ضریب

P value

عرض از مبدا

1247/0-

840/0

3P1P

0461/0-

012/0

1O

2532/0

026/0

3P2P

0562/0

000/0

2O

2224/0

023/0

1P1O

0308/0-

090/0

3O

1498/0

035/0

2P1O

0148/0

0.338

1P

6761/0

000/0

3P1O

0159/0

287/0

2P

4077/0

001/0

1P2O

0051/0-

727/0

3P

0838/0-

382/0

2P2O

0338/0-

031/0

T

3786/0

414/0

3P2O

0389/0

004/0

2(1O)

0880/0

000/0

1P3O

0090/0

431/0

2(2O)

1240/0

000/0

2P3O

0114/0-

270/0

2(3O)

0015/0-

848/0

3P3O

0023/0

808/0

2(1P)

0848/0

000/0

1tO

0033/0-

629/0

2(2P)

0175/0-

428/0

2tO

0100/0

098/0

2(3P)

0100/0-

587/0

3tO

0032/0-

458/0

2O1O

0738/0-

000/0

1tP

0027/0

666/0

3O1O

0104/0

335/0

2tP

0089/0-

163/0

3O2O

0246/0-

005/0

3tP

0062/0

339/0

2P1P

0386/0-

039/0

µ

0001/2

000/0

منبع: نتایج پژوهش حاضر


کارایی بانک‌های اسلامی و غیراسلامی را می‌توان به صورت سالیانه نیز مورد بررسی قرار داد. نتایج این بررسی در جدول و نمودار (2) نشان داده شده است.

 

جدول (2)- کارایی بانک‌های اسلامی و غیراسلامی طی سال‌های 1999 تا 2006 (درصد)

سال

1999

2000

2001

2002

2003

2004

2005

2006

اسلامی

8/88

0/83

5/87

1/88

3/89

1/91

5/92

6/92

غیراسلامی

1/78

2/78

9/81

8/83

6/86

2/88

3/89

0/90

متوسط کل

5/78

6/78

3/82

1/84

9/86

5/88

8/89

4/90

               منبع: نتایج پژوهش حاضر

 

نمودار (2)- روند تغییرکارایی طی سال‌های 2000 تا 2006 میلادی در بانک‌های اسلامی و غیراسلامی

 

همانطور که از جدول و نمودار (2) مشخص است، کارایی بانک‌های اسلامی در دوره مورد بررسی همواره بالاتر از کارایی بانک‌های غیراسلامی بوده و حداقل اختلاف آنها برابر با 6/2 درصد است.

مقایسه کشور به کشور نیز می‌تواند جنبه دیگری از تفاوت در کارایی بانک‌ها را نشان دهد. همان‌طور که در جدول (1) مشاهده می‌شود کارایی بانک‌های اسلامی در کشورهای امارات، اندونزی، بحرین و عربستان بیش از کارایی بانک‌های غیر اسلامی بوده،اما در کشورهای اردن، ترکیه و قطر این‌گونه نبوده است. این مساله می‌تواند زمینه پژوهش دیگری را فراهم کند که در آن، علاوه بر نوع بانکداری، تاثیرگذاری متغیرهای محیطی نیز مورد بررسی قرار گیرد.

 

جدول 2- متوسط کارایی بانک‌های اسلامی و غیراسلامی طی دوره 1999 تا 2006 میلادی به تفکیک کشورهای مورد بررسی

 

اردن

امارات

اندونزی

بحرین

ترکیه

عربستان

قطر

اسلامی

8/83

1/93

2/87

7/92

4/88

7/93

0/91

غیراسلامی

1/89

8/89

8/69

9/91

0/89

0/90

1/93

متوسط

3/88

1/90

8/70

1/92

0/89

3/90

9/92

منبع: نتایج پژوهش حاضر

 

5- جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

مطالعات داخلی و خارجی بسیار زیادی وجود دارد که به لحاظ نظری، نحوه عملکرد بانک‌های اسلامی و غیراسلامی را مقایسه کرده و نقاط قوت و ضعف آن را تبیین کرده‌اند. در این مطالعات با تاکید بر ویژگی‌های بانکداری اسلامی همچون صور مختلف قراردادها و بهره‌مندی از مشارکت در سود و زیان به جای استفاده از نرخ بهره، این‌گونه استدلال شده که انتظار می‌رود بانک‌های اسلامی باثبات‌تر از بانک‌های غیراسلامی باشند،همچنین در تخصیص منابع نیز کاراتر عمل کنند.

اگرچه برخی اندیشمندان اقتصادی معتقدند که با توجه به قدمت طولانی‌مدت بانک‌های مرسوم و پشتوانه نظری چندین ساله و نیز قواعد و قوانین دقیق، این بانک‌ها کارایی بیشتری نسبت به بانک‌های اسلامی دارند، اما نتایج حاصل از مطالعه حاضر، این مساله را با تردید روبه‌رو می‌کند.

به عبارت دیگر، این تحقیق را می‌توان به نوعی تائید انتظارات نظری از نحوه عملکرد بانک‌های اسلامی بر اساس شواهد تجربی دانست. البته بدیهی است که یافته‌های این مطالعه بر اساس مدل خاص اقتصاد سنجی حاصل شده و مانند سایر مدل‌ها، ممکن است دارای کاستی‌هایی باشد. در صورتی که بتوان این موارد را نیز ابتدا احصا و سپس مورد ارزیابی قرار داد می‌توان نتایج جزئی‌تر را استحصال کرد.

یافته‌های این مقاله که از تخمین تابع هزینه با استفاده از مدل مرز تصادفی برای کشورهای اردن، امارات، اندونزی، بحرین، ترکیه، عربستان و قطر حاصل شده، نشان می‌دهد که طی دوره 1999 تا 2006 میلادی، متوسط کارایی بانک‌های اسلامی و غیراسلامی به ترتیب برابر با 2/90 و 9/84 درصد است، از این رو کارایی بانک‌های اسلامی از بانک‌های مرسوم بیشتر بوده است. این مساله با توجه به آنکه فعالیت بانک‌های اسلامی از ابتدا تا دوره مورد بررسی (حدود 40 سال)  قابل توجه و تامل است، در نتیجه می‌توان این‌گونه بیان داشت که حتی اگر استقبال از تاسیس بانک‌های اسلامی و یا ارائه خدمات مالی اسلامی، هدفی همچون جذب مشتریان مسلمان و استفاده از منابع مالی آنها را نیز داشته باشد، عملکرد مناسب بانک‌های اسلامی در این خصوص را نمی‌توان نادیده گرفت.

فعالیت قابل قبول بانک‌های اسلامی در رقابت با بانک‌های مرسوم، انتخاب این شیوه از بانکداری را تشویق می‌کند؛ چه آنکه اگر آنها از عملکرد مناسبی برخوردار نبودند، ترجیح بانک‌های اسلامی به بانک‌های مرسوم با تردید روبه‌رو بود.

نتایج حاصل از مطالعه حاضر همچنین نشان می‌دهد که کارایی بانک‌های اسلامی در کشورهای امارات، اندونزی، بحرین و عربستان بیش از بانک‌های غیراسلامی بوده، اما درکشورهای اردن، ترکیه و قطر این گونه نبوده است. به منظور تکمیل مطالعات در خصوص بانکداری اسلامی می‌توان این فرض را نیز مورد بررسی قرار داد که آیا میان شرایط محیطی از قبیل قانون و قواعد موجود برای اداره بانک‌های اسلامی درکشورهای مختلف تفاوتی وجود دارد یا خیر و این تفاوت تا چه حد می‌تواند منشا تفاوت در عملکردها باشد که این مساله از حیطه مطالعه حاضر خارج است.

 

منابع

الف- فارسی

ابریشمی، حمید، محسن مهرآرا و مریم آجرلو (1386)، «بررسی کارایی هزینه‌ای در نظام بانکداری: مطالعه موردی بانک ملت»، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی، شماره 28، صص 173 تا 197.

امامی میبدی، علی (1379)، اصول اندازه‌گیری کارایی و بهره‌وری، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‎های بازرگانی.

تقی‌زاده، خدیجه (1391)، «بانکداری اسلامی در برخی از کشورهای جهان»، ماهنامه بررسی مسائل و سیاست‌های اقتصادی، شماره 6 و 7، صص 80-47.

خداداد کاشی، فرهاد و محمدرضا حاجیان (1392)، «ارزیابی کارایی هزینه‌ای در صنعت بانکداری ایران طی سالهای 1380 تا 1386»، فصلنامه برنامه‌ریزی و مدیریت، سال هجدهم، شماره 1، صص 3 تا 24.

شفیعی، افسانه (1389)، «تحلیل ساختار، کارایی و هزینه اجتماعی انحصار: مطالعه تجربی سنعت بانکداری ایران»، رساله دکتری دانشگاه علامه طباطبایی.

‌نادری کزج، محمود و حسین صادقی (1382)، «بررسی کارایی بانکداری بدون ربا در کشورهای مختلف و مقایسه بانکای ربوی در جهان»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی، شماره 9 و 10، صص 25-58.

 

ب- انگلیسی

Aigner, D. J. and S. F. Chu (1968), “On Estimating the Industry Production Function”, American Economic Review, Vol. 58, No. 4, pp. 826–839.

Aigner, D. J., C. A. K Lovell and P. Schmidt (1977), “Formulation and Estimation of Frontier Production Function Models”, Journal of Econometrics, vol. 6, PP. 21-37.

Al-Muharrami S (2008), An Examination of Technical, Pure Technical and Scale Efficiencies in GCC Banking, AMJ Financial, Vol. 1, No. 2, pp. 152–166.

Ariss, R. T., R. Rezvanian and S. M. Mehdian (2007), “Cost Efficiency, Technological Progress and Productivity Growth of Banks in GCC Countries”, International Journal of Business, Vol. 12, No. 4, pp. 471-491.

Banker, R., A. Charnes and W. W. Cooper (1984), “Some Models for Estimating Ttechnical and Scale Inefficiencies in Data Envelopment Analysis”, Management Science, Vol. 30, No. 9, pp. 1078-1092.

Battese, G. E. and G. S. Corra (1977), “Estimation of a Production Frontier Model: With an Application to the Pastoral Zone of Eastern Australia”, Australian Journal of Agricultural Economics, Vol. 21, pp. 169-179.

Battese, G. E., and T. J. Coelli (1992), “Frontier Production Functions, Technical Efficiency and Panel Data: With Application to Paddy Farmers in India”, Journal of Productivity Analysis, Vol. 3, No. 1-2, pp. 153-169.

Battese, G. E., T. J. Coelli (1993),“A Stochastic Frontier Production Incorporating a Model for Technical Inefficiency Effects”, Working Papers in Applied Statistics, No. 65, Department of Economics, University of New England.

Battese, G. E. and T. J. Coelli (1988), “Prediction of Firm-Level Technical Efficiencies with a Generalized Frontier Production Function and Panel Data”, Journal of Econometrics, Vol. 38, pp. 387–399.

Battese, G. E. and T. J. Coelli (1995), “A Model for Technical Inefficiency Effects in a Stochastic Frontier Production Function for Panel Data”, Empirical Economics, Vol. 20, pp. 325-332.

Charnes, A., W. W. Cooper and E. Rhodes (1978), “Measuring the Efficiency of Decision Making Units”, European Journal of Operational Research, Vol. 2, pp. 429-444.

Charnes, A., W. W. Cooper, B. Golany, L. Seiford and J. Stutz (1985) “Foundations of Data Envelopment Analysis for Pareto-Koopmans Efficient Empirical Production Functions," Journal of Econometrics, Vol. 30, pp. 91-l07.

Farrell, Mj. (1957), “The Measurement of Productive”, Journal of Royal Statistical Society, vol. 120, No. 3, pp. 253-290.

Jondrow, J., C. A. K. Lovell, I. S. Materov and P. Schmidt (1982), “On The Estimation of Technical Inefficiency in the Stochastic Frontier Production Functional Model”, Journal of Econometric, Vol. 19, pp. 233-238.

Kasman, A. and C. Yildirim (2006), “Cost and Profit Efficiencies in Transition Banking: The Case of New EU Members”, Applied Economics, Vol. 38, No. 9, pp. 1079-1090.

Meeusen, W. and J. Van de Broeck (1977), “Efficiency Estimation from Cobb-Douglas Production Functions with Composed Error”, International Economic Review, Vol. 18, pp. 435-444.

Mohamad, S., Taufiq Hassan and Mohamad Khaled I. Bader (2008), “Efficiency of Conventional Versus Islamic Banks: International Evidence Using the Stochastic Frontier Approach (SFA)”, Journal of Islamic Economics, Banking and Finance, Vol. 4, No. 2, pp. 107-130.

Mokhtar H. S. A., Naziruddin Abdullah and Seyed M. Al-Habshi (2006), “Efficiency of Islamic Banking in Malaysia: A Stochastic Frontier Approach”, Journal of Economic Cooperation, Vol. 27, No. 2, pp. 37–70.

Molyneux, Philip, Yener Altunbas and Edward Gardener (1996), Efficiency in European Banking, John Wiley and Sons, England, first published.

Perry, Fredrick V. and Scheherazade S. Rehman (2011), “Globalization of Islamic Finance: Myth or Really?”, International Journal of Humanities and Social Science, Vol. 1, No. 19, pp. 107-119.

Srairi, S. A. (2010), “Cost and Profit Efficiency of Conventional and Islamic Banks in GCC Countries”, Journal of Productivity Analysis, Vol. 34, No. 1, pp. 45-62.

 



* دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، نویسنده مسؤول، پست الکترونیکی:

khatibi_som@yahoo.com

** استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

[1]- منظور از بانک‌های مرسوم، بانک‌هایی است که با مبانی اقتصاد سرمایه‌داری تاسیس شده و تحت نظارت قانونی از سوی نهادهای سرمایه‌داری هستند. مهم‌ترین مشخصه متمایزکننده این بانک‌ها از بانک‌های اسلامی، استفاده از نرخ بهره است.

[2]- Mit Ghamr

[3]- تقی‌زاده (1391)، ص 48

[4]- Muslim Pilgrims Savings Corporation

[5]- Perry and Rehman (2011), p 107

[6]- تقی‌زاده (1391)، ص 50

[7]- Farrel (1957)

[8]- Technical Efficiency (TE)

[9]- Allocative Efficiency (TE)

[10]- Economic Efficiency (EE)

[11]- Data Envelopment Analysis (DEA)

[12]- Stochastic Frontier Analysis (SFA)

[13]- Aigner And Chu (1968)

[14]-

[15]- توزیع نیمه نرمال، نمایی، نرمال منقطع و گاما.

[16]- Meeuson And Van de Broeck

[17]- Battese And Corra

[18]- Schmidt, Materov, Lovell And Jondrow

[19]- Battese And Coelli

[20] -Truncated At Zero

[21]- Ariss et al (2007)

[22]- Kasman and Yildirim (2006)

[23]- Srairi (2010)

[24]- Al-Muharrami (2008)

[25]- Mokhtar (2006)

[26]- به عنوان مثال، در مطالعه محمد و همکاران (2008) به جای قیمت نیروی کار که از تقسیم مخارج پرسنلی بر تعداد نیروی کار حاصل می‌شود از تقسیم مخارج پرسنلی بر میزان منابع کل استفاده شده است.

[27]- Bankscop

[28]- Universal Model

[29]- Income Statement

[30]- Balance Sheet

[31]- Ratio

[32] Reference Data

[33] Additional Income Statement Input

[34] Additional Balance Sheet and Off-balance Sheet Input

[35]- Linearly Homogeneous

[36]- Personnel Expenses

[37]- Fixed Asset

[38]- Other Operating Expenses

[39]- Total Funding

[40]- Total Cost

[41]- Stata

منابع

الف- فارسی

ابریشمی، حمید، محسن مهرآرا و مریم آجرلو (1386)، «بررسی کارایی هزینه‌ای در نظام بانکداری: مطالعه موردی بانک ملت»، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی، شماره 28، صص 173 تا 197.

امامی میبدی، علی (1379)، اصول اندازه‌گیری کارایی و بهره‌وری، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‎های بازرگانی.

تقی‌زاده، خدیجه (1391)، «بانکداری اسلامی در برخی از کشورهای جهان»، ماهنامه بررسی مسائل و سیاست‌های اقتصادی، شماره 6 و 7، صص 80-47.

خداداد کاشی، فرهاد و محمدرضا حاجیان (1392)، «ارزیابی کارایی هزینه‌ای در صنعت بانکداری ایران طی سالهای 1380 تا 1386»، فصلنامه برنامه‌ریزی و مدیریت، سال هجدهم، شماره 1، صص 3 تا 24.

شفیعی، افسانه (1389)، «تحلیل ساختار، کارایی و هزینه اجتماعی انحصار: مطالعه تجربی سنعت بانکداری ایران»، رساله دکتری دانشگاه علامه طباطبایی.

‌نادری کزج، محمود و حسین صادقی (1382)، «بررسی کارایی بانکداری بدون ربا در کشورهای مختلف و مقایسه بانکای ربوی در جهان»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی، شماره 9 و 10، صص 25-58.

 

ب- انگلیسی

Aigner, D. J. and S. F. Chu (1968), “On Estimating the Industry Production Function”, American Economic Review, Vol. 58, No. 4, pp. 826–839.

Aigner, D. J., C. A. K Lovell and P. Schmidt (1977), “Formulation and Estimation of Frontier Production Function Models”, Journal of Econometrics, vol. 6, PP. 21-37.

Al-Muharrami S (2008), An Examination of Technical, Pure Technical and Scale Efficiencies in GCC Banking, AMJ Financial, Vol. 1, No. 2, pp. 152–166.

Ariss, R. T., R. Rezvanian and S. M. Mehdian (2007), “Cost Efficiency, Technological Progress and Productivity Growth of Banks in GCC Countries”, International Journal of Business, Vol. 12, No. 4, pp. 471-491.

Banker, R., A. Charnes and W. W. Cooper (1984), “Some Models for Estimating Ttechnical and Scale Inefficiencies in Data Envelopment Analysis”, Management Science, Vol. 30, No. 9, pp. 1078-1092.

Battese, G. E. and G. S. Corra (1977), “Estimation of a Production Frontier Model: With an Application to the Pastoral Zone of Eastern Australia”, Australian Journal of Agricultural Economics, Vol. 21, pp. 169-179.

Battese, G. E., and T. J. Coelli (1992), “Frontier Production Functions, Technical Efficiency and Panel Data: With Application to Paddy Farmers in India”, Journal of Productivity Analysis, Vol. 3, No. 1-2, pp. 153-169.

Battese, G. E., T. J. Coelli (1993),“A Stochastic Frontier Production Incorporating a Model for Technical Inefficiency Effects”, Working Papers in Applied Statistics, No. 65, Department of Economics, University of New England.

Battese, G. E. and T. J. Coelli (1988), “Prediction of Firm-Level Technical Efficiencies with a Generalized Frontier Production Function and Panel Data”, Journal of Econometrics, Vol. 38, pp. 387–399.

Battese, G. E. and T. J. Coelli (1995), “A Model for Technical Inefficiency Effects in a Stochastic Frontier Production Function for Panel Data”, Empirical Economics, Vol. 20, pp. 325-332.

Charnes, A., W. W. Cooper and E. Rhodes (1978), “Measuring the Efficiency of Decision Making Units”, European Journal of Operational Research, Vol. 2, pp. 429-444.

Charnes, A., W. W. Cooper, B. Golany, L. Seiford and J. Stutz (1985) “Foundations of Data Envelopment Analysis for Pareto-Koopmans Efficient Empirical Production Functions," Journal of Econometrics, Vol. 30, pp. 91-l07.

Farrell, Mj. (1957), “The Measurement of Productive”, Journal of Royal Statistical Society, vol. 120, No. 3, pp. 253-290.

Jondrow, J., C. A. K. Lovell, I. S. Materov and P. Schmidt (1982), “On The Estimation of Technical Inefficiency in the Stochastic Frontier Production Functional Model”, Journal of Econometric, Vol. 19, pp. 233-238.

Kasman, A. and C. Yildirim (2006), “Cost and Profit Efficiencies in Transition Banking: The Case of New EU Members”, Applied Economics, Vol. 38, No. 9, pp. 1079-1090.

Meeusen, W. and J. Van de Broeck (1977), “Efficiency Estimation from Cobb-Douglas Production Functions with Composed Error”, International Economic Review, Vol. 18, pp. 435-444.

Mohamad, S., Taufiq Hassan and Mohamad Khaled I. Bader (2008), “Efficiency of Conventional Versus Islamic Banks: International Evidence Using the Stochastic Frontier Approach (SFA)”, Journal of Islamic Economics, Banking and Finance, Vol. 4, No. 2, pp. 107-130.

Mokhtar H. S. A., Naziruddin Abdullah and Seyed M. Al-Habshi (2006), “Efficiency of Islamic Banking in Malaysia: A Stochastic Frontier Approach”, Journal of Economic Cooperation, Vol. 27, No. 2, pp. 37–70.

Molyneux, Philip, Yener Altunbas and Edward Gardener (1996), Efficiency in European Banking, John Wiley and Sons, England, first published.

Perry, Fredrick V. and Scheherazade S. Rehman (2011), “Globalization of Islamic Finance: Myth or Really?”, International Journal of Humanities and Social Science, Vol. 1, No. 19, pp. 107-119.

Srairi, S. A. (2010), “Cost and Profit Efficiency of Conventional and Islamic Banks in GCC Countries”, Journal of Productivity Analysis, Vol. 34, No. 1, pp. 45-62.